انتخابات در روند دموكراسي در افغانستان
محمد عارف اخلاصي قسمت چهارم
همچنان در روند انتخابات مي توان از انتخابات شوراي مشورتي پيشاور در دوره مهاجرت مجاهدين و انتخابات شوراي اهل حل و عقد، انتخابات طالبان ، لويه جرگه اضطراري طبق توافق نامه بن، جرگه تصويب قانون اساسي و بالاخره جرگه ملي مشورتي صلح نام برد.
انتخابات شوراي مشورتي پيشاور در تاريخ 21/11/1367 تشكيل گرديد. احزاب مجاهدين افغاني در پيشاور پيش از سقوط دولت نجيب الله اقدام به تاسيس دولت نمودند و در تاريخ4/12/1367 دولت موقت خود را تشكيل دادند؛ ولي از احزاب شيعي آنها دعوت به شركت ننمودند كه خود اين موضوع مبناي شد براي اختلافات ذات البيني بين مجاهدين و همچنين باعث بروز جنگ هاي مجاهدين بعد از پيروزي در كابل گرديد گرچه شركت ندادن احزاب شيعي در دولت موقت مجاهدين در پيشاور باعث اتحاد گروه هاي شيعي شد و جنگ هاي داخلي در بين آنان فروكش كرد اما بد بيني هاي زيادي را نيز باعث گرديد كه تاوان آن را امروز ملت افغانستان و خود مجاهدين مي پردازند.
براي اولين بار در تاريخ كشور شوراي "اهل حل و عقد" از طرف استاد رباني رييس دولت اسلامي مجاهدين به منظور انتقال قدرت پيشنهاد گرديد و بسياري از احزاب قبول كردند اما در آن زمان سران قندهار طبق روال تاريخي لويه جرگه را پيشنهاد كردند كه مورد قبول قرار نگرفت جلسه شوراي اهل حل وعقد به تاريخ 10/10/ 1371 .ش. در كابل برگزار گرديد و شوراي اهل حل وعقد برهان الدين رباني را به مدت دوسال به حيث رييس دولت انتخاب كرد.
نور الله عماد سخنگوي استاد رباني گفت: شوراي اهل حل و عقد برهان الدين رباني را با اكثريت 1216 راي به حيث رئيس دولت به مدت دو سال انتخاب نمود كه البته چنانچه در متن اشاره شد برگزاري اين شورا نيز نواقص خود را داشت.
طالبان با وجود كه قبلا اعلان كرده بودند كه اعتقاد به انتخابات ندارند و انتخابات را يك پرو سه نامشروع، غير اسلامي و تقليدي از جهان كفر مي دانستند اما در سال 1373 از طرف جنوب كشور وقندهار حركت خود را آغاز نموده و قتي قدرت بيشتري يافتند در حدود دوهزار ملا و مولوي را در قندهار گرد آوردند و شوراي بنام "اهل حل و عقد" تشكيل دادند و ملا عمر را به عنوان خليفه و اميرالمومنين تعيين كردند. در دوره زعامت ملاعمر رهبرطالبان كابل، مزارشريف و اكثر نقاط افغانستان در طي جنگهاي نفس گير ومسلحانه سقوط كرد و دولت رباني مجبور به ترك كابل شد، به تخار رفت وبا تعداد سران مجاهدين آنجا متمركز شدند كابل بدست طالبان افتاد و عبدالعلي مزاري رهبر فقيد هزاره ها بدست طالبان به شهادت رسيد و در دهه هاي اخير دوره حكومت طالبان احمد شاه مسعود توسط حمله تروريستي به شهادت رسيد و مجسمه هاي تاريخي بوداي باميان كه بيش از 1500 سال قدامت تاريخي داشت در دوره طالبان به حكم ملا عمر منهدم شد اين مجسمه ها در طول حكومت هاي وقت كشور جلب توجه سياحان زيادي خارجي و داخلي را به خود معطوف نموده بود كه در نتيجه سالانه پول هنگفتي را به داراي كشور مي افزود. درين دوره افغانستان به محل امني براي فعاليت هاي تروريستي تبديل شده بود حادثه 11 سپتامبر 2001 در امريكا در شرايطي اتفاق افتاد كه طالبان بر 90 % از مناطق تسلط يافته بود وتروريستان ازين محل امن در سراسر جهان به عمليات ترورستي دست مي زد شرايط جديد جامعه جهاني را بر آن وا داشت كه در قبال افغانستان بي تفاوت نباشد در اواخر نوامبر 2001 در بن پايتخت آلمان كنفرانسي براي ايجاد يك اداره موقت در افغانستان زير نظر سازمان ملل وبا حضورسران جهادي وشخصيت هاي مستقل ومتنفذين اقوام افغانستان تشكيل شد كه از جمله موضوعات آن اداره موقت وزمينه سازي براي يك جرگه اضطراري بود وديگر موضوعات اساسي وضروري كشور در آن طرح وپي ريزي گرديد.
از ميان جرگه هاي تعيين كننده در سرنوشت كشور مي توان لوي جرگه اضطراري را نام برد كرد كه طبق توافق نامه بن اولين لوي جرگه اضطراري تاريخ 21/3/1381 مطابق 11جون 20002 .م. آغاز به كار كرد كه آقاي محمد اسماعيل قاسميار رئيس لوي جرگه اضطراري و خانم داكتر سيماسمر به عنوان معاون اول و اعظم داد فر به عنوان معاون دوم رياست اين جلسه 1700 نفري از جانب نمايندگان انتخاب و به عهده گرفتند.
در اين جرگه حامد كرزي با بالا ترين آرا (1297) به عنوان رئيس دولت انتقالي براي دو سال انتخاب شدند كه البته كانديدان ديگري مانند خانم مسعوده جلال با اخذ (171) و آقاي سيد محمد محفوظ ندائي با كسب صرفاً (81) راي رقيب كرزي براي تصاحب پست رياست دولت موقت افغانستان بودند.
يكي از لويه جرگه هاي مهم ديگر كشور لويه جرگه تصويب قانون اساسي كشور بود كه در تاريخ 14/10/1382 نمايندگان واشتراك كننده گان تصويب و به تاريخ 6/11/1382 حامد كرزي در تالار وزارت خارجه قانون اساسي را توشيح نموده و انفاذ آنرا اعلام نمود(كتاب فرايندي شكل گيري قانون اساسي، ج: 3،ص:338)
گرچند كه وضع و تصويب قانون اساسي در كشور پرچالش و بحران مانند افغانستان خالي ازنقص و عيب نمي باشد و بايد ها و نبايد هاي زيادي سياسي حقوقي د رآن مطرح است ولي يكي از دموكراتيك ترين جرگه در طول تاريخ افغانستان بود كه نظير آنرا كشور شاهد نبوده است و نيز افغانستان بعد از سالها در سايه آن صاحب قانون اساسي جديد گرديد. در اين لوي جرگه نمايندگان شجاع و فعال بودند و در مقابل مسوده دولت و همچنين در برابر خواست دولت در مورد نظام سياسي ايستادگي نموده و برخواسته هاي خويش پافشاري كردند يكي از ويژگي هاي اين جرگه اين بود كه حمايت هاي جامعه جهاني را وسيعاً با خود داشت كه البته كنفرانس بن مقبوليت آنرا چنانكه ذكر گرديد فراهم نموده بود.
این ویلاگ حاکی از نظریات شخصی من می باشد که در رابطه به موضوعات گونانگون خصوصاَ در رابطه به اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشور قلم زده میشود .