موضوع جاسوسی در افغانستان

موضوع جاسوسی در افغانستان

جاسوسی در کشور ما یک مدل سخیف است ونا انسانی  که بارها تجربه شده است متاسفانه تا حدی این موضوع جاسوس وجاسوس بازی زیاد شده است که به باور نمی گنجد وانسان در حالت احساس بیچارگی در برابرآن می کند وحتا در حال آلینه شدن ، انسان خود را در برابر این معضل در کشور احساس می کند ولی باید دقت نمود که جاسوس اصلی را با کار گزاران مذهبی  از اول از همدیگر تفکیک کنیم جاسوس معمولاً افراد معلوم الحال نمی باشند کسانی هستند که قشنگ زیر آب همه را می زنند ودر مسند های بالای دولتی هم قرار دارند.

این یک فرایند تلخی است که سالیان سال در افغانستان تجربه می شود افراد واشخاص جاسوس بعد از مدتی جاسوسی تاریخ شان به پایان میرسند ودیگر گزینه ها جای آن را می گیرد در این مورد باید دولت افغانستان ونخبگان سیاسی کشور تصامیم را ، برای دراز مدت وکوتاه مدت در نظر بگیرد و یک استراتژی آن را پایه ریزی کند که سد ومسد این پروژه قرار بگیرد

یک سوال اساسی که در زمینه مطرح است این است که افغانستان چرا به امنیت کامل نمی رسد؟ وچرا توسعه ورشد ودمکراسی ومفاهیم دیگر که از آن فضای انسانی به نجوا در می آید در کشور ما نیست وخبری از آن وجود ندارد؟ جواب آن به عقیده من در این نکته نهفته است که در کشور ما کسی به علت مزدوری انسانی فکر نمی توانند.

به این است که اگر دموکراسی می آید ویا حداقل صحبت آن در یک کشور به عنوان یک گفتمان مطرح میشود  برای اجرای پروژه یک کشوری بیرونی است وبرای مردم وملت افغانستان نیست ونمی آید وقتی اسلام می آید هم برای اجرای یک کشور بیرونی، منصه ظهور وبروز در کشور ما پیدا می کند. این است روز وروزگارما ، بیان وتوصیف این حالات کافی نیست تا وقتی که قلم بدستان واقعی وافراد دلسوز وروشنفکر در این کشور اقدام نکند ورنج ومرارت های زیادی را تحمل ننماید مشکل کشور ما نیز رفع نخواهد شد وهیچ کسی معجزه نمی تواند مگر حرکت های روشنگرانه اصحاب فکر واندیشه است که معجزه آسا در دل مردم راه پیدا کرده ومردم را به راه های درست رهنمود می نمایند.

تعهد کمک مالی 150 میلیون یوری آلمان به افغانستان

تعهد کمک مالی 150 میلیون یوری آلمان به افغانستان

عکس AP

انگلا مرکل صدراعظم آلمان می گوید کشورش 150 میلیون یورو – معادل 193 میلیون دالر - سالانه برای کمک به حمایت از قوای اردو و پولیس افغان بعد از ختم ماموریت تحت رهبری ناتو درافغانستان در سال 2014 کمک خواهد کرد.

انگلا مرکل، صدراعظم آلمان روز چهارشنبه در جریان امضأی موافقتنامۀ سند استراتیژیک با حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان تعهد کشورش را اعلام کرد.

خانم مرکل گفت انتظار می رود تعهدات مالی بیشتر در جلسه ناتو درشیکاگو روز یکشنبه و دوشنبه اعلام شود.

صدراعظم آلمان گفت: "جلسه ناتو در شیکاگو بر موضوعات امنیتی متمرکز  خواهد داشت. به همین دلیل ما می خواهیم برای آن جلسه به خوبی اماده باشیم و 150 ملیون یورو برای حمایت افغانستان پیشنهاد کرده ایم."

حامد کرزی گفت کشورهای دیگر تاکنون حمایت مالی شان را به افغانستان به شمول استرالیا با تعهد یک صد ملیون دلار برای سه سال اعلام کرده است.

رئیس جمهور افغانستان گفت: "برخی کشورها تاکنون اعلام کرده اند، صدراعظم مرکل  ملیون یورو را اعلام کرد. حکومت استرالیا تعهد 100 ملیون دالری برای سه سال را اعلام کرد. تمام تعهدات جامعه بین المللی آموزش و نگهداری از قوای افغان 4.1 ملیون دالر است."

بعد از ایالات متحده و برتانیه، عمده ترین بخش نیرو های خارجی در افغانستان از آلمان می باشد که قرار است تا سال 2014 آن کشور را ترک گویند.

آلمان درحال حاضر 4400 عسکر در افغانستان دارد.        

ایالات متحده امیدوار است در نشست سران کشور های سازمان پیمان اتلانتیک شمالی (ناتو) در شیکاگو تعهدات اعضای این سازمان را برای تمویل مصارف قوای امنیتی افغانستان به دست آورد.

افغانستان وضرورت پیمان های استراتژیک

افغانستان وضرورت پیمان های استراتژیک

دولت افغانستان در راستای رسیدن به اهداف ملی خود از یکسال به این سو چندین پیمان وتوافق نامه های استراتژیک با کشور های مهم وقدرت مند جهان امضا نموده وراهیافت های کلان وسرنوشت ساز آینده را در آن ترسیم وبه بحث گرفته است در حوزه سیاسی وپلان های ملی وجهانی، امضا هر پیمان که مبتنی بر اصل برابر کشورها ومنافع ملی آنان استوار باشد یکی از ضرورت های جدی روز شمرده می شود ودر پیوند آن میتوان راهیافت نوین را در راستای همکاری های متقابل در میان کشورها بوجود آورد و وسیعا در جهت حکومت داری سالم وتوسعه سیاسی، اقتصادی وامنیت یک کشور موثریت خاصی بخشید.

دولت افغانستان با درنظرداشت مفاد بالا تا اکنون با کشور ها درچهارچوب همکاری های دوجانبه با دولت های مانند هندوستان، برتانیا، فرانسه، ایتالیا و ایالات متحده آمریکا پیمان وتوافق نامه استراتژیک امضا نموده است سفر هفته گذشته رئیس جمهور کشور آقای کرزی به آلمان نیز در راستایی امضا وموافقت نامه استراتژیک میان افغانستان وآلمان بود.

در شرایط کنونی پیمان ها وتوافق نامه های استراتژیک افغانستان با دیگر کشور ها اهمیت خاص خود را بیشتر می کند که بحث خروج نیروهای بین المللی از افغانستان مطرح است و امکان اینکه کشور در یک خلا بعد از خروج نیروهای خارجی  بسر ببرد خیلی بعید نمی نماید. تا درنظام بین الملل یک سند مراودات ومتقن وتاسیسی را نداشته باشد به مشکل می توان آینده بهتر را تضمین نمود لذا ست که دولت مردان ونخبه گان سیاسی افغانستان متوجه این مهم بوده که پیش از پیش روابط امنیتی، تجارتی، سیاسی وفرهنگی خود را با کشورهای موثر وسرنوشت ساز در منطقه باید داشته باشد تا جای خالی خروج نیروهای خارجی از کشور را بخوبی پر نماید وپتانسیل های ملی توسط کمک های دوامدار ودراز مدت بین المللی فعال شود.

این تنها در سایه سند قانونی وتعهدات کشور ما با کشورهای دیگر امکان پذیر می گردد که مسئولیت های جوانب بصورت شفاف درآن تذکر داده می شود واعتماد های متقابل در اجرایی نمودن آن نیز منوط به همان سند تعریف وتوصیف می شود

عقد پیمان استراتژیک میان افغانستان وآلمان نیز در چهارچوب همان نظریه کلان قابل تاویل است که اکنون هیچ کشوری به تنهایی در نظام فعلی جهان قادر به تامین نیاز مندی های شان نمی باشند حتی قدرت مند ترین کشورها چه بسا که نیاز مند به همکاری  کشورهای دیگر می باشد.

  عقد پیمان در جهت تعاملات جهانی وروند گسترش سیاسی، اقتصادی میان کشورها بوده ودر قدم دوم افغانستان در طول سه دهه جنگ نا آرامی آسیب های زیادی را متحمل شده است که کشور های همسایه به آسانی توانستند از این حالت سوء استفاده برده واین خود آسیب پذیری را بیشتر می نماید لذا هراس وجود دارد که پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان کشور ما دوباره از طریق مداخلات کشورها وخصوصا مداخلات کشور های همسایه دوباره محل تنازعات قومی وحزبی شده ومردم نتوانند که از زیر بار آن خارج شده وقد خمیده خود را راست کنند ضرورت منطقی وجود دارد و ایجاب می کند که افغانستان اینگونه پیمان ها را جدی گرفته وبه آن اهتمام خاص داشته باشد.

اما ناگفته نباید گذاشت که هر پیمانی تبعات خود را دارد و در صورت این پیمان را به نفع افغانستان میتوان توجیه نمود که نخبه گان سیاسی کشور ودولت مردان از آن بعنوان یک راهبرد کلان ملی بهره  برده  ومفاد آنرا به اجرا گزارند در غیر آن صورت هرگونه قوانین، پلان های کلان ملی واستراتژی ملی جز کاغذ پاره ای چیزی دیگری نخواهد بود وکاری مهمی برای مردم اجرا نخواهد شد این نخبگان سیاسی است که می توانند روند را بگونه ای سوق دهند که منافع علیای کشورومردم را تامین نمایند.

توافق نامه راهبردي راهي براي همكاري امريكا با افغانستان پس از خروج

توافق نامه راهبردي راهي براي همكاري امريكا با افغانستان پس از خروج

     بيش از يكسال وشش ماه است كه گفتگو برسر توافق نامه يا پيمان راهبردي ميان دولت امريكا وافغانستان دوام نمود واكنون گفته ميشود پيش نويس اين سند كه توافق نامه راهبري مي باشد به مرحله نهايي رسيده است وقرار است كانگريس ايالات متحده امريكا وپارلمان افغانستان بعد از بررسي آن را مورد تائيد قرار دهد.

     توافق نامه راهبردي ميان دولت افغانستان وامريكا نمونه بازر ومثال زدني است كه در پيوند وهمكاري هاي استراتژيك و دوامدار دو كشورمنعقد ميشود كه از طرفي اميد هاي را براي دولت وملت افغانستان به خاطر اتصال به يك قدرت جهاني ورسيدن بيك دولت آرماني نشاندهي مي كند وگمانه هاي آرماني را ظاهراً  تحليل بر آن است كه وصل به قدر ت جهاني بايد هاي لازمي خود را دارد وآن رسيدن به دولت است كه تحت عنوان نظام دموكراتيك مشروعيت يافته وحقوق اوليه اي بشري در آن مراعات خواهد شد  ودر اين سايه سار رفاه وآسايش براي عموم مردم به ارمغان خواهد آمد وهمچنان ازتهديدات بالفعل وبالقوه همسايه گان ، افغانستان در امان خواهد بود چه كه افغانستان هر آنچه كه تا هنوز كشيده است از همسايه گان كشيده  كه براي بربادي شان نقشه ها وپلان هاي بطور دايم در سر داشته است.

      از جانب ديگر براي امريكاي ها نيز اين توافق نامه راهبردي راه گشايي خيلي از معضلات ومشكلات داخلي وحوزه هاي نفوذ شان درمنطقه خواهد بود امريكا بعد از 11 سپتامبر كه توانست مشروعيت همه جانبه براي حضور گسترده نظامي شان را در منطقه بيايد و از تمامي قوت هاي نظامي براي سر كوبي تروريست جهاني بهره ببرد دوام اين حالت براي شان ضروري وحتمي است كه از منطقه جيو استراتژيك مانند افغانستان بهره صورت گيرد .

گرچند كه اين توافق ميان يك دولت كه تازه از مناقشات وجنگ هاي گوناگون ومشكلات فزاينده سر بر مي آورد وتازه به كمك جامعه جهاني وامريكا توانسته چهار چوب هاي شكلي وابتداي دولت مداري قانوني ومبتني بر مردم سالاري را بنياد نهد وتا هنوز مشكلات عديده اي  در اين مسير در پيش روي دارد با كشوري  كه قدرت جهاني سه بعدي را درجهان اكنون ترسيم مي كند تاجاي غير معمول وچيزي تازه اي بوده است ولي منطق اين توافق نامه از هر دو جانب چند سويه است؛ در مطالعات جهاني امريكا افغانستان به عنوان كشور كه در چهار راهي مسير تجارتي قرار دارد و با كشورهاي مهم منطقه هم مرزي دارد لذا مي تواند اين كشور هر چند ابتداي، منافع كلان امريكا را در اين محدوده بر آورده ساخته وامريكا مي تواند از اين دريچه ابعاد مختلف از منافع خود را ببيند وراه هاي را براي دست يابي به اهداف شان جستجو نمايد.

واز جانب ديگر افغانستان بيشتر منافع امنيتي و اقتصادي وزير ساخت هاي كشوري شان را حد اقل در سطح ابتداي جستجو مي كند كه از اين رهگذر بتواند به آن منافع دست يافته وكشور شان را از ركود وبد بختي هاي اوليه با كمك جامعه جهاني به خصوص به همكاري ايالات متحده امريكا بر اين مشكلات شان فايق آيد اين اولين خواست مردم وملت افغانستان كه دولت مردان كشور نيز از اين رهگذر مطالعات شانرا بنيان نهاده است .

لذا اميد زيادي است كه در راستاي منافع كشور بتوان براي ملت سازي وزير ساخته هاي كشوري اهتمام نموده و از فضاي بوجود آمده ميان كشور هاي جهان براي همكاري به افغانستان بشترين بهره ها گرفته شود .        

روي كرد هاي سريع صلح

روي كرد هاي سريع صلح

در اصل صلح خير نهفته است وهر كسي هم دراين راستا قدم گزارد عمل خير خواهانه انجام داده ، طبق داده هاي اسلامي واحادث نبوي(ص) آدم صالح بخير بشارت داده مي شود البته بشرط كه همه اعمال او در راه نيكي بوده وصبغه اي الهي در آن بوده باشد. صلح در شرايط  مختلف طرفداران زيادي دارد وتوده مردم براي صلح وامنيت حتا از جان خود مايه گذاشته اند ومي گزارند ودر نظام هاي دموكراتيك امروزي نيز جاي گاه جهاني صلح جاي بي مانند وبي نظير است واين واقعيت بر كسي پوشيده نيست كه بعد از جنگ هاي جهاني دوم وجنگ هاي ديگري كه بعد از اين تاريخ درسراسرجهان اتفاق افتاده است همه باري از ملامتي را  باخود داشته واز كشتار هاي وحشيانه انسانها تنفر وانزجار خود را برملا نموده اند وبشر امروز روي كرد صلح آميز را بر تمامي گزينه هاي ديگر برمي گزيند واز آن بخوبي استقبال مي كند وبراي آوردن صلح بزرگترين سرمايه ها وهزينه ها در نظر مي گيرند.

 مي توان گفت كه بر خلاف نظريه لاك وماكياولي وصاحب نظران سياسي غرب در قرون گذشته اكنون كلمه صلح جزء ذات آدمي تلقي  شده وبيشتر نظريه صلح آميز كانت وديگر صلح خواهان غربي در مطمح نظر بوده اند وزندگي بدون امنيت وصلح  باري ازتلخ كامي ونا اميدي با خود اين دحالي است كه اسلام   1400 سال قبل از اين:‌ "الصلح خير" را در بلند ترين جايگاه انساني دانسته وديد ربوبي در قرآن بروشني خاص وظرافت تمام طرح وپايريزي نموده بود وامروزه دانشمندان غربي به اهميت اين موضوع پي برده اند و ارزش ماهوي  صلح را احساس مي كنند وآنرا جزء لاينفك زندگي انساني مي شمارند .

بعد از ترور استاد برهان الدين رباني روند كاري كميته صلح بكندي گرايده بود وچند وچون هاي در مورد مطرح بود كه گويا مردم افغانستان سرنوشت اين كميته را در هاله ابهام دانسته ودر ضمير شان نگران از وضعيت بود ولي در اين اواخير (دوهفته قبل ) صلاح الدين برهاني از جانب حامد كرزي به عنوان رئيس كميته صلح برگزيده شد گذشته از اينكه صلاح الدين برهاني، پسر ارشد برهان الدين رباني رهبر فقيد جمعيت اسلامي افغانستان ورئيس كميته صلح توان فكري ونفوذ شخصي وتجربيات كاري آن چه اندازه مي باشد يا نمي باشد خود برداشتن علم صلح واقدام صلح خواهانه در كشور ما كار بزرگ ونيك سياسي است قدم گذاشتن در جاده صلح از طرفي دشمنان قسم خورده افغانستان را مايوس مي نمايد واز جانب ديگر در صفوف مخالفين ايجاد رخنه وشكاف مي نمايد وكم كم اميد هاي وجود دارد كه آنان به اين كاروان پيوسته ودست از برادر كشي وخرابي وطن بردارند. 

گفته مي شود كه ملا خيرخواه يكي از رهبران مخالف دولت واز رهبران طالبان كه در نزد امريكايها زنداني بود براي گفتگو هاي صلح به قطر برده شده تا با وي وساير طالبان گفتگو صورت گيرد با توجه به اينكه ملا خير خواه يكي از نخبگان طالبان به شمار آمده واز گروب است كه نفوذي زيادي در داخل كشور بالاي مخالفين دولت دارد گمانه بر آن است كه اين دوحركت سياسي يكي انتصاب صلاح الدين برهاني به حيث رئيس كميته صلح ويكي بردن ملا خير به خبرهاي جديد وخوش آيندي را براي ملت ومردم افغانستان داشته باشد آنهم در آينده نه چندان دور.