ریشه های انفجار اخیر در شهر قندهار
موضوع کشتار وانفجار آخیری در کندهار که منجر به شهادات ده ها تن از شهروندان کندهاری ما شده است مایه غم واندوه فراوان مردم افغانستان ودولت مردان کشور گردید که اینک من به نوبه خود برای تمام همشهریان عزیز خود تسلیت می گویم .
اگر اثبات این مدعا مشکل باشد که تمام بد بختی های مردم افغانستان را در گرو سیاست های تابوی پاکستان وآی آس آی بگزاریم باید بخشی از آن را قبول شده بدانیم که متاسفانه سیاست های پاکستان که به الوان مختلفه خود نمای میکند بطور همیش در افغانستان دود وبارود بوده که ابنای وطن ما را هر روز قربانی می گیرند اینهم یکی از آن هزاران است که این بار شهروندان عزیز قندهار مورد خشم وخشونت برحمانه آی اس آی پاکستان قرار می گیرد.
پاکستان امریکا را باسیاست های خود بزانو در آورده است که امریکا از طرفی نمی تواند کاراین غده ای سرطانی را یک طرفه نماید چون در موقعیت که پاکستان از هر نظر واقع شده اگر امریکا کمی احتیاط را از دست بدهد امکان بازنده شدن امریکا در معادلات بزرگ جهانی خواهد بود ولی اگر به طرفندهای پاکستان بنگرد پاکستان آنقدر نیرومند است که هر روز می تواند به بهانه های از امریکا باج وخراج دریافت کنند.
مگر همین پاکستان نبود که مادر طالبان (بینظیر) را ساخت وآخر هم درهمین مسیر ویرا سربه نیست کرد برای آی اس آی بینظیر چهره جدید نبود و برای جهانیان نشان داد که پاکستان قربانی های بزرگ را به خاطر موجودیت القایده وطالبان می پردازد وکسی شک نکند که پاکستان وانگلیس طالبان را بوجود آورده والقایده را گسترش می دهد پاکستان گاهی با سرکوب کردند یاغیان باجاور وکرم اجنسی واروگزی اجنسی می خواهد نشان دهد که ضد القاده است وافکار جهانی را آنطرف سوق میدهد ولی از طرف دیگر معاهده با طالبان نموده وآنها را تجهیز وتسلیح می کند یاغیان پاکستان تاریخ کهن چندین ساله دارد که هیج موقع حکومت پاکستان را قبول نداشته وندارد ولی پاکستان این بار آنرا بنام طالب سرکوب نمود وحاکمیت خود را در خاک پاکستان بشتر کرد.
درمورد موضوع قابل بحث من ادعای محظ نمی کنم بلکه در سایت ها اگر مراجعه شود پاکستان در قضیه انفجار کندهار دست داشته است که منجمله در سایت خبری روز نامه باختر به صورت تحلیلی به آن پرداخته است که دو پاره گراف آن خدمت خوانندگان ارایه میشود:" آی اس آی و عمال آن زیره کانه از کشتار مردم علیه حکومت افغانستان بهره می برد. در حادثه بغلان آنان با بیرحمی تمام به صورت کودکان معصوم مکتب آتش گشودند اما از ترس واکنش مردم مسوولیت آن را به عهده نگرفتند. حکومت نیز متاسفانه نتوانست به قدر کافی اذهان مردم را در مورد چگونگی آن اتفاق روشن کند و بدینگونه شک و شبهه های بی بنیاد در میان تعدادی از مردم جای واقعیت تلخ قصاوت طالبان و آی اس آی را گرفت. عده یی با این استدلال ساده لوحانه که چون طالبان مسوولیت آن حادثه را به عهده نگرفته ادعا می کردند که ممکن است دست کسان دیگر در پشت قضیه باشد. حتی انگشت انتقاد بسوی جامعه تجار و سرمایه گذار ملی نیز بلند شد.
تصدیق یا عدم تصدیق طالبان معیار نیست بلکه تاریخ و وقایعی که در سه دهه اخیر در کشور اتفاق افتاده بقدر کافی مستنداتی بجا گذاشته که بتوان به آسانی عاملان این فجایع را شناسایی کرد. آی اس آی و عمالش در دوره حاکمیت سیاه طالبان با کشتار مردم بی گناه، تخریب مزارع و نابودی آثار تاریخی کشور سیاهنامه هایی بجا گذاشتند که هرگز نمی شود به ضد مردمی و ضد اسلامی بودن شان شک کرد".
بیشک نوشته های ازاین دست نشان میدهد که چه اندازه پاکستان درطول تاریخ علیه مردم افغانستان مواضع خصمانه داشته وتا توانسته ایجاد فاصله ها نموده واز یکی شدن ها وباهمی شدنها جلو گیری نموده است پس برملت ومردم افغانستان وخصوصاً بردولت جمهوری اسلامی افغانستان است که خواب وخیال راحت را فراموش کرده ودر مورد سیاست های خارجی خویش نسبت به دولت پاکستان اقدام نماید که البته یکی از اقدامات دولت افغانستان که معقول هم هست ارتباط با مردم صلح دوست وخیّر پاکستان است چونکه به قول معروف " جنگل تر وخشک دارد" دولت مردان پاکستان اگر سیاست نا جوان مردانه را شیوه اصلی خود قرار داده مردم پاکستان از سویدای قلب آنرا پزیرا نمی باشند وازین سیاست تابوی تنفر وانزجار دارند لذا ارتباط با مردم پاکستان می تواند در دراز مدت راه گشایی خوبی سیاسی برای دولت افغانستان وزمینه آرامش برای مردم افغانستان باشد ودیگر اینکه دولت افغانستان باید صدای خود را به گوش جهانیان به صورت واقعی ومعقول ومستند برساند که البته با دیپلوماسی فعال سیاسی این همه امکان پزیر است.
این ویلاگ حاکی از نظریات شخصی من می باشد که در رابطه به موضوعات گونانگون خصوصاَ در رابطه به اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشور قلم زده میشود .