اعتماد زمينه ساز همگرايي هاي ملي و منطقه اي
اعتماد زمينه ساز همگرايي هاي ملي و منطقه اي
محمد عارف اخلاصی
اعتماد به مفهوم وسيع آن چه در حيطه ارتباطات فردي- اجتماعي و چه در حيطه مسايل سياسي و نظام اداري و ساختارها يكي از واژه هاي كليدي است كه در حوزه عمل معنا و مفهوم خود را باز يافته و در جهت تنظيم امور نقش ارزنده اي دارد.
مرحله كمال مطلوب اعتماد و اعتماد سازي در جوامع مختلف و در كشور هاي توسعه يافته امروزه در بعد سياست هاي داخلي و خارجي مورد توجه و عنايت بيشتري نسبت به هر زمان ديگر واقع گرديده است. از اين رو طراحان سياسي در غرب براي اعتماد سازي موضوع "دولت رفاه" توجه به خواسته ها و افكار عامه مردم را به عنوان مولفه هاي اصلي اعتماد سازي دانسته و دولت رفاه را پي ريزي نمودند. در دولت رفاه رشته گسترده از خدمات اجتماعي براي اتباع و شهروندان فراهم مي شود در دولت رفاه امنيت فزيكي و روحي وجود دارد و در واقع امنيت معناي اصلي خود را باز مي يابد.
اما در كشورهاي كه از دولت رفاه اصلاً تصوري وجود ندارد و مردمان آن محتاج نان و حفظ جان خود اند براي گذار از اين مرحله اولين موضوع اعتماد سازي است. در سايه اعتماد آهسته آهسته گام هاي بسوي امنيت تمام عيار و ملت سازي و در نهايت يك حكومت به مفهوم دولت – ملت شكل مي گيرد. چون ديده شده است و خيلي از موارد اتفاق افتاده كه حكومت ها براي فريب دادن مردم و كسب حمايت هاي مردمي وعده هاي چرب دا ده اند ولي عمل كرد هاي ديگري داشته اند. وقتي همه بدانند كه سياست اعلاني غير از سياست اعمالي است آنچه كه دولت ها در رسانه ها اعلان مي كنند در عمل خلاف آن ثابت مي شود. اعتماد مردم سلب شده هميشه پي كار مي روند و سياست گزاران و نخبه گان سياسي به رقابت هاي گوناگون مي پردازند و در نهايت هيچ پيشرفتي در سطح كشور بوجود نخواهد آمد؛ بلكه زمينه مداخلات خارجي هر روز بيش از گذشته فراهم مي شود.
افغانستان يكي از كشور هاي نادر است كه به اعتماد سازي شديداً نياز دارد، اعتماد دربعد هاي مختلف ضرورت است. با توجه به اينكه كشور افغانستان يك كشور كثيرالمليت تعريف مي شود و گذشته اقوام به اثر عوامل مختلف چندان خوش آيند نبوده وجنگ هاي زيادي درگذشته ها درميان اقوام صورت گرفته كه هر كدام عقده هاي زيادي تاريخي را ايجاد نموده است عقده هاي كه تا كنون نيز مانند آتش زير خاكستر فوران مي كند .
بنا بر اين براي فرو نشاندن اين عقده ها و براي همگراي ملي و در نتيجه براي از بين بردن عقده هاي ته مانده ازتاريخ گذشته لازم است كه كار گزاران سياسي اعتماد سازي كنند كه در جو اعتماد همه احساس راحتي و امنيت مي كنند وبه ارزش ملي و وطني تن درمي دهند و منافع خود و ديگران را وحدت و يگانگي و يكپارچگي كشور ميدانند و به دنبال حمايت گران خارجي نمي باشند.
در شرايط فعلي كشور كه سخن از شوراي عالي صلح و شروع گفتگوهاي رسمي با مخالفين دولت است .
دولت ضرورت دارد دو جنبه اساسي را كه نيازمند اعتماد است در نظر بگيرد: يك جنبه داخلي و ديگر جنبه خارجي.
در جنبه داخلي كساني كه در شوراي عالي صلح عضويت دارند بايد مطمئن باشند كه فيصله ها و راه كارهاي آنان در مطمخ نظريات دولت واقع شده و دولت به آن جنبه عملي خواهند بخشيد و از نظر ديگر طالبان و طيف هاي وسيع مخاطبين نيز بايد مطمئن شوند كه دولت افغانستان در صدد رفع مشكل است و تفاهم ملي را به صورت عملي مي خواهد و براي بوجود آوردن آن هر نوع سعي و تلاش مي نمايد اعتماد طرف مقابل دولت در پروسه مصالحه و صلح حيطه اول شروع و شيوع راه حل هاي مسالمت آميز به حساب مي آيد.
ره بررد اين نوع مطالعات كه از منشأ اعتماد سرچشمه بگيرد ايجاد اطمينان خاطر براي تمام اعضاي شوراي صلح و دولت و مخالفين دولت است. طالبان كه تا هنوز در پشت پرده صحنه هاي سياسي كشور با جهان از موهومات و ذهنيت هاي سنتي و غير سازگارانه بسر مي بردند وقتي در صحنه هاي سياسي بيايند آنان در چار چوب دولت فعلي مطرح مي شود؛ وقتي طالبان بيايد بايد دولت چيزي در برابر خواسته هاي آنان داشته باشد و واقعي باشد نه اينكه جنبه تبليغاتي محض بوده باشد.
بررسي تحولات كشور نشاني از اين موضوع است كه مذاكرات و مصالحه صرف جنبه اعلاني و تبليغاتي داشته و قدرت ها باور نداشته كه با مخالفين خود گفتگوي واقعي داشته باشند و آنان را جذب كنند بلكه بيشتر به خاطر سامان دادن وضع سياسي خود در داخل و خارج از مرز بوده و كوشش شده با نماياندن پروسه هاي چون صلح و مصالحه طرف را تضعيف و موقعيت خود را بالا ببرد و در داخل سازمان مخالف ايجاد تفرقه و نفاق كند يعني موضوع صلح را به عنوان يك استراتژي ملي در نظر نگرفته بلكه به عنوان يك تاكتيك سياسي در نظر گرفته كه نتيجه اينگونه سياست منجر به بي اعتمادي و بدي اوضاع شده و كمك به صلح نبود است.
حال اين سوال اساسي مطرح است كه صلح را دولت به عنوان تاكتيك مي پذيرد يا به عنوان يك واقعيت كه جز آن راه ديگري وجود ندارد؟ اگر بعد دوم باشد زمينه هاي آمادگي پذيرش مخالفين در درون دولت چه اندازه است آيا طالبان كه انديشه هاي فكري آنان را اسلام و ارزشهاي اسلامي تشكيل ميدهند در بدنه دولت با وضع موجود آزادي بيان و آزادي رسانه ها و تلويزيون ها خواهند پيوست. يا راهكار هاي جديد را آنها در نظر دارند اگر آنان با يك انديشه صرفاً بنياد گرايي وارد دولت شود يا يكي از اصلي ترين خواسته هاي آنان كه بار ها اعلان شده خروج زود هنگام نيروهاي خارجي از كشور باشد دولت چه راه هاي را در نظر دارد؟ شايد اين موضوع تنها در افغانستان در محك آزمايش نباشد نخبه گان سياسي در كشور هاي ديگر نيز اين موارد را طي كرده اند و در نهايت راه كاري درست و معقول را اتخاذ كرده اند بازي گران سياسي در صورتي موفق خواهند بود كه پيش از تغيير متغيرهاي محيطي را به موقع درك كنند و ضمن دروني كردن تحولات ناشي از آن به آماده سازي خود پرداخته و نهايتاً به بهره گيري از آن بپردازند.
طالبان وقتي در نظام بيايند تحولات جديد در نحوه حكومت داري در افغانستان در حال شكل گرفتن مي شود و صادقانه ترين راه آن است كه دولت خود را براي آن آماده كنند در غير آن از چند نفر طالب در بدنه دولت كاري ساخته نخواهد بود آنها اگر تغيير در نظام اداري و وضعيت حقوقي و فساد اداري را مشاهده نكند كاري از پيش نخواهد رفت.
موضوع ديگر اعتماد سازي خارج از مرز هاي افغانستان است. دولت پاكستان كه در سه دهه اخير تاريخ كشور به عنوان يك بازيگر سياسي رول عمده بازي كرده است منافع خود را در عدم ثبات در افغانستان مشاهده مي كند به همين خاطر خبرهاي جديد از پاكستان هر روز بروز مي كند از قبيل دوباره آمدن پرويز مشرف به اريكه قدرت و غيره و آصف رضا گيلاني نخست وزير پاكستان اين موضوع را پنهان نتوانست وگفت صلح در افغانستان بدون نقش پاكستان امكان پذير نيست. گر چند كه اين موضوع شايد مداخله گفته شود چيزيكه واقعيت دارد پاكستان در سامان دادن تروريست و بوجود آوردن اختلافات در داخل افغانستان نقش داشته و نقش بازي خواهد كرد لذا براي جلوگيري از نقش مخرب آن بايد دولت افغانستان از طريق خود و مجامع بين المللي اعتماد دولت مردان پاكستان را جلب كند و نظريات آنان را اصلاح دهد اين تنها كافي نخواهد بود كه دولت باسازوكار هاي صرفاً نظامي خارجي دل بندد و به آنان بسنده كند، بلكه پاكستان را اطمينان دهد كه عليه آن كشور هيچ گونه اقدامات مخرب خارجي را از مرز هاي افغانستان قبول نمي تواند و يك همسايه نيك در آينده سياسي در كشور خواهند بود. اينگونه اعتماد سازي چه در داخل و چه در خارج از كشور مي تواند راه و صيل آينده افغانستان تعيين كند.
این ویلاگ حاکی از نظریات شخصی من می باشد که در رابطه به موضوعات گونانگون خصوصاَ در رابطه به اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشور قلم زده میشود .