دو :

خود حرف یک دل مشغولی دیگری است برای اهل فرهنگ ودانش کشور در حالیکه ارگ توهی شده وخالی شده است چیزی برای گفتن ندارد لذا خواست کرزی این است که چند روز با این مفاهیم در میان بازی کند وتعداد را سر گرم کند واگر شد یک نفاق ملی را دامن بزند وتعداد از دانشجویان حمله کند بالای مراکز علمی ودیگر حرف ها الی آخر.....!

سه : راستی مگر خود کرزی پشتون نیست در این طرح که بشترین نفع را می برد ؟ معلوم است که پشتون های که کویته وپیشاور می آید چون اکثیرت آنان یک انگلیسی بدون محتوا و ادبیات را می دانند لذا آنها بیسوادی شان تحت پوشش واقع شده و می توانند بیشترین استفاده از این ماجرا جوی های آقای کرزی گرفته وبگیرند ودیگران هیچ .

منطق کرزی راجع به تغییر زبان آکادمک مبتنی بر خلاف زبان های ملی

منطق کرزی راجع به تغییر زبان آکادمک مبتنی بر خلاف زبان های ملی  

صحبت آقای کرزی که با طول عرض های عجیب وغریب به یک گفتمان در این روز ها تبدیل شد با ساده انگاری های همیشگی، قابل توجیه وتفسیر نیست باید به عمق آن اندیشد وچرا های احتمالی آن را درک کرد.از آنچه که تا اکنون بنده به عنوان یک روزنامه نویس استنباد کرده ام کرزی خواسته یا ناخواسته یک طرح کلان دولت های همسایه را می خواهد در کشور ما عملی بسازد که از جمله خود جناب رئیس جمهور نام پاکستان وهند را یاد آور شد ولی من فکر می کنم که ایران هم از این طرح ناخوشنود نیست .

اول: زبان های ملی دری وپشتو ؛ زبان دری به عنوان زبان ملی ومسلط در کشور از دیر زمانی است که در گویش های افغانی جا خوش کرده است وهر روز بر عمق وغنای آن افزوده می گردد بر خلاف زبان پشتو که متاسفانه به عللی نتوانست جایگاه خود را حتا در میان پشتو زبان ها هم حفظ کند گویش های که اکنون در کشور وجود دارد یک لغت در قندهای یک نوع لجه دارد ودر گویش جلال آباد وسمت مشرقی نوع دیگر وتناقضات که در گرامر پشتو از قندهار تا جلال آباد واز کویته تا پیشاور وانگو و پاره چنار موجود است دلسردی عجیب وغریب را، اول در میان خود پشتو زبان ها ایجاد کرده است و در سالهای متمادی که بالای ادبیات پشتو از سوی ادیبان این زبان کار شد نیز چندان کار آمدی خاصی نداشت وضعف بر ضعف گردید لذا مطالعه ای رئیس جمهور من حیث کسی که خود را از قوم پشتون میداند بر این است که از زبان پشتو ، ما چیزی نمی توانیم بسازیم وغنای زبان پشتو شاید غیر ممکن در نظر آنان تصور شود چون در دهه های قبل نیز از طریق قوم مسلط پشتون بالای زبان وادبیات پشتو کار صورت گرفت {چون مبنای دولتی داشت واز هزینه دولت ومال ملت مصرف می شد لذا }کارایی آن هم نیز به صفر بود دیگر در دوره ده سال دمکراسی تیم کرزی در قسمت فرهنگی مانند اقای هواد مل مشاور فرهنگی رئیس جمهور و حبیب الله رفیع وغیره کارهای صورت گرفت ونیز وجود رادیو ملی وتلویزیون ملی وتلویزیون های که صرفاً با زبان پشتو نشرات دارد جای برای خود باز نتوانست این همه باعث دلسردی کرزی شد وخواست وقتی پشتو جای را نمی گیرد در مقابل فارسی (یا دری ) هر روز بیش ازدیروز قوت خود را و مایه های خود را گرفته وحتا بصورت هژمونی در کشور جایگاه خود را در میان همه مردم باز می کند کرزی با یک چوب خواست هر دو از کشور محو کند. یعنی مطالعه اصلی سر پشتو است اگر پشتو نمی شود فارسی هم نشود واین چیزی است که پاکستان هم همین را می خواهد.

دو: