افغانستان دوبار نظام دموکراسی را در طول حاکمیت های مختلف به تجربه گرفت بار اول در دوره آمان الله خان است که وی  بعد از آنکه از سفر اروپای خود به افغانستان بر گشت باساز وبرگ های دمکراسی خود خواهان تغییر جدی در سطح نظام دولت ورابطه دولت با مردم شد وی مواجه با فرهنگ سنتی افغانستان بود وشتاب او برای استحکام دموکراسی از جانب مردم بی پایه شد وبه زودترین وقت افول نمود .

دوره بعدی نظام فعلی است که بعد از فرپاشی نظام طالبان که فروپاشی آنان نیز مقدمات مانند حمله تروریستان بر مرکز تجات جهانی امریکا در نیورک (منهتن) و پنتاگون بود که امریکا نتوانیست آنرا تحمل کند وحملات شدید هوای وزمینی را بالای مواضع طالبان آغاز وکرد وچندین کشور دیگر نیز با آنان سهیم شدند ویک افغانستان به حیث یک موقعیت جیوپولیتیک محل خوبی برای آزمایشگاه نظامی قدرت های بزرگ قرار گرفت همراه با این حملات حکومت دموکراسی پیش ساخته آمریکا نیز سر رسید ومردمان مسح را خلع سلاح نموده وقدرت نظامی بلامنازع در مرکز کابل را بوجود آورد .

سردمداران کشور با مواضع انفعالی خود نتوانیست که از این رویداد به خوبی به نفع کشور استفاده کرده بلکه رشوت واختلاس وخلاصه فساد اداری به اوج خود رسید که در تاریخ دراز نای کشور نظیر خود را ندارد همچنان دموکراسی که از آن صحبت به میان آمد برای مردم عاید جز فساد اداری وفحشا وفساد اخلاقی چیزی نداشت لذا دولت کرزی بدون پشتوانه مردمی در جهان دل میزد وقدرت ها دانیست که از این دول زنهای خالی چیزی ساخته نیست لذا طرح استراتژیک آنان براین شد که حکومت تغییر کند وآنهم رویه نیک با طالبان در نتیجه حکومت طالبانی وشکت دموکراسی در افغانستان درین مورد بشتر خواهم نوشت ویاد داشت بشتری را در اختیار دوستان خواهم گذاشت.