انتخابات در فرایند دموکراسی در افغانستان
محمد عارف اخلاصی
انتخابات در کشور های توسعه یافته و همچنان در کشورهای در حال رشد فرایند شناخته شده است که نقش و جایگاه آن نیز برای آنان پوشیده نیست و امروزه انتخابات در هر جامعه تقریبآ امر معقول و مقبول می نماید یعنی انتخابات یکی از برجسته ترین جلوه های زندگی سیاسی جامعه مدنی در عصر کنونی است بخصوص در فرایند دموکراسی اهمیت ویژای دارد. در تنوعات انتخابات، مشارکت سیاسی ملت ها و سهم مهم مردم در قدرت و سیاست را نشان میدهد.
جدوجهد احزاب سیاسی برای بدست گرفتن قدرت سیاسی و یا بدست آوردن چوکی های دولتی و داشتن نمایندگان بیشتر در پارلمان یک کشور تنها از طریق انتخابات امکان پذیر است. نهاد های جامعه مدنی و فعالان سیاسی که از بدنه قدرت حاکمه دور می مانند معمولا فعالیت های اجتماعی خود را رونق می دهند و شعار های مردم پسند را می زنند تا رسیدن به ایام انتخابات و انگهی وارد صحنه کار زار انتخابات شده و در صورت کامیابی در بدنه قدرت سهم می گیرند و در تغییر شیوه های حکومت داری مؤثر می افتند.
کلمه انتخابات در مراودات سیاسی، اجتماعی با دموکراسی گره خورده است بگونه ای که هر جا از انتخابات سخن بمیان می آید کلمه دموکراسی در ذهن تداعی می شود، چون در هر انتخابات مردم اند که با انداختن رأی های مورد نظرخود به صندوق که رأی افراد دلخواه خود را برمی گزینند و بر مسند و مقام می رسانند، پس می توان گفت که انتخابات تبلور عینی اراده مردم است
واکنش های مردم را در سطح ها انتقال می دهد و دموکراسی نیز لاجرم همان نظام مردم است که گویند حکومت مردم بر مردم یا حکومت نماینده. اکنون در اکثریت از کشورهای جهان به عنوان یک نظام حکومتی پذیرفته شده است که البته تنوعات و تمثیلات مختلف دارد. بناء تحقق دموکراسی بدون انتخابات آزاد و رقابتی غیر ممکن می نماید چنانچه که انتخابات بدون دموکراسی یک امر فارمولیته و غیر واقعی است.
انتخابات راتعاریف مختلف نموده اند، اما تعریفی که ابوالفضل قاضی در کتاب حقوق اساسی و نهاد های سیاسی در صفحه 708 می نماید بافرهنگ جامعه ما سازگاری بیشتر دارد.
وی آورده است: "انتخابات مشتمل برمجموعه عملیاتی است که یا در قوانین و یا در آئین نامه های اجرائی به طریق پیش بینی شده است که کار رای گیری ، قرائت آراء و اعلان نتیجه در نهایت صحت و سلامت و آزادی منطبق بااهداف انتخابات سامان گردد."
و به عبارت دیگر انتخابات به معنی برگزیدن کسی است برای انجام کاری و در شکل جمعی آن انتخابات نماینده برای مجالس مقننه، شورای شهر یا ریاست جمهوری آورده می شود.
پیشینه انتخابات ریشه در دموکراسی آتن دارد که جمعیت کثیری از مردم در یکجای جمع می شدند و از میان شان چند تن را به قید قرعه انتخاب می کردند و از آن میان یکی را به حیث حاکم و عده مابقی را به حیث وزرا ویادست یاران حاکم انتخابات می کردند که البته تاریخ مبدأ و غایت حکومت آنان را مشخص می کرد. که البته از این تاریخ اکنون به عنوان مبدأ و پیشینه ای اصلی و دموکراسی یاد می شود. شاید در کشور ها و تمدن های دیگری مانند چین و هند هم نظیر این گونه دموکراسی و انتخابات بوده است ولی ثبت تاریخ نگردیده است.
اما شکل گیری انتخابات بعد از ظهور رنسانس و دوره روشنگری در قاره اروپا آغاز می شود، رنسانس یعنی برگشت، برگشت به تاریخ دوره آتن و دموکراسی آن زمان. در اروپا بعد از جنگ های خونین و قتل عام ها و غارت مردم ، نخبگان آن زمان به این نتیجه رسیدند که تمام کنش ها و واکنش های خشونت آمیز برای بدست آوردن اقتدار و اقتصاد بوجود می آید. لذا باید سیستم بوجود آید که نظام های سیاسی مشروعیت خود را از اراده مردم کسب کند و این روند آهسته آهسته. دیری نمی گذرد که اراده مردم و مشارکت مردم در ساختار نوین سیاسی نقش ارزنده بازی می کند. سنگ بنای اولین انتخابات در انگلستان گذاشته شده است که البته انتخابات انگلستان به گونه ابتدایی و ساده برگزار گردید و لی روند این سنگ بنا به قسمی شد که بصورت یک سیستم پذیرفته شده در شبکه حقوق اکثریت از کشور ها راه باز کرد.
این فرایند در قرون هفدهم و هجدهم، زمانی استقرار و تحکیم یافت که دانشمندان در مورد تحقق حاکمیت مردم از طریق مردم با نمایندگان مردم در استحکام نظام سیاسی موافقت کردند و نماینده سالاری به عنوان شیوه ای اعمال حاکمیت مردم، در جوامع پیچیده و گسترش یافته ای امروز مقبولیت عمومی یافت. و بدین ترتیب در قرن بیستم و آغاز سده بیست و یکم، انتخابات به مثابه ای سمبل و نماد مردم سالاری محسوب می گردد و کمیت وکیفیت آن نیز نشانه ای عمیق و دامنه دارمردم سالاری می نماید.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سده اخیر قرن بیستم وفروریختن دیوار برلین وآغاز سده قرن بیست ویکم دموکراسی به عنوان مطلوب ترین شیوه زیست سیاسی در سطح جهان گردید که دیوار های اکثریت از حکومت های اقتدار گرا و مسلط را شکستانده وارد حوزه های وسیع جهانی شد که حتی نظام های غیر دموکراتیک نیز در دهه های پسین، کوشش نموده اند نهاد های دموکراتیک را با نهادهای سنتی پیوند داده و با ادعای دموکراتیزه کردن حکومت شان یعنی رعایت مبناهای دموکراتیک مانند رعایت حقوق اتباع وگرفتن سیمنارها برای حقوق بشر وبا جلوه های از اینگونه خود را در سطح جهان مردمی نشان دهند که البته با اصل دموکراسی اینگونه نمایه ها تفاوت جوهری دارد چون گذار از مرحله غیر دموکراتیک ورسیدن به مرحله دموکراتیک فرایندی است که پیش زمینه های مانند میزان نارضایتی مردم از حکومت مسلط، نیروی سازنده به نارضایتی، ماهیت اجتماعی و رهبری جنبش مقاومت و ایدولوژی پایداراز لازمه اولیه آن است. ازطرف دیگر ادعای دروغین اربابان قدرت، ازدموکراسی صرفا برای مشروعیت قدرت شان در همپیوندی با نهاد های سنتی در واقعیت امر نه گفتن به ماهیت دموکراسی است که درمشروعیت ظاهری نظام تنها تأثیر گذارشده نه در روند دموکراسی چون دموکراسی خود روند است که پیمایش آن دریک جامعه مدتی را در بر می گیرد وخصوصیات وویژگی های خود را دارد.
طبیعی است که حکومت کنندگان هرنوع عمل خویش را توجه نموده و مبنای دموکراتیک به آن می بخشند ولی عینیت دموکراتیک بودن آن وقتی باز شناسی می شود که نظام مبتنی برانتخابات، تأمین مشارکت مردم، انتقال مسالمت آمیز قدرت وفراهم آوری فرصت ها و امکانات ملی برای شهروندان به صورت نسبی بوجود آمده باشد وهراندازه متصدیان امور از طریق مردم بر مناصب بروند جنبه تحقق دموکراسی بیشتر فراهم شده و پایه های حکومت در میان مردم وسیع تر می گردد.
درکشور ما انتخابات ودموکراسی مفاهم و پدیده های نوظهورند که پیشنه چندانی در دوردست های تاریخ کشور به صورت امروزین آن که در نظام های کنونی مستفد است دیده نمی شود.
نخستین انتخابات ریاست جمهوری در ماه میزان 1383 صورت گرفت، میزان مشارکت مردم در آن وسیعأ گسترده بود و مردم افغانستان در طول تاریخ کشور برای اولین بار در پای صندوق های رای می رفتند و نحوه ای رایدهی و گزنیش را به تجربه می گرفتند، که البته در نوع خود انتخاباتی بود که هر شخص بصورت دموکراتیک و با معیار های قبول شده به آن دست یازید.
تاریخ انتخابات سنتی و جرگه ای نیز در افغانستان از جایگاه خاص برخوردار می باشد. مثلا می توان انتخابات سنتی دوره کوشانیهای بزرگ و پس از آن انتخابات سنتی سال 366 ه-ق در شهر باستانی غزنی را یاد آوری نمود در این جرگهء انتخاباتی ناصرالدین سبکتگین به عنوان شخصی لایق و کار فهم به حیث پادشاه انتخاب شد، انتخاب کنندگان از اراکین وسران سپاه متشکل بود. محمد علم فیض زاد درکتاب جرگه های بزرگ ملی افغانستان ص15 آورده است:" در این جرگه بزرگ و تاریخی در شهر باستانی غزنی بنا بر ضرورت آن روز و لزوم دید ارکان دولت و سران سپاه منعقد گردید و درنتیجه آن، ناصرالدین سبکتگین شخصی لایق وکاردان به حیث پادشاه انتخاب شد؛ جرگه بزرگ سبکتگین غلام آزاد شده و داماد الپتگین را که شخص بالیاقت و کفایت بود از هر نگاه مورد اعتماد سران به حیث پادشاه انتخاب کردند".
البته این جرگه ها فرازونشیب های در تاریخ کشور داشته است که گاهی جنبه مردمی و مشارکت را در خود داشته و گاهی صرفا برای مشروعیت نظام ها برگزار می شده است به این خاطر که جرگه جز سنت شده واز آن نمی شود به آسانی گذشت و از طرف دیگر دموکراتیک بودن آن نیز زیرسوال بود بعضی ها شروط و قیود را برآن قایل شده اند: مانند اینکه جرگه باید مرکب از همه اقوام و قبایل و ملیتهای موجود باشند، همه نمایندگان دارای سهم عادلانه باشند، نمایندگان آن منتخب مردم باشند، افراد منتخب عالم و آگاه باشند، فضای لوی جرگه آزاد و خالی از هرگونه فشار باشد، رای گیری در آن آزاد و سری صورت گیرد.
بهر صورت جرگه به حیث سنت دیرین درمیان اقوام و قبایل بوده و به غرض های صواب و یا نا صواب برای حل منازعات بزرگ و نیز برای تحکیم پایه های حکام از آن بهره می گرفتند.
مهم ترین جرگه که در تاریخ افغانستان ثبت است جرگه انتخاباتی میرویس خان بوده که در آن همه اقوام وقبایل افغانستان با فراخوان میرویس خان در میانجه قندهار گردهم آمده بودند از قبیل سران ابدالی ، غلجائی ، تاجک ،هزاره وازبک در آنجا تجمع نموده بودند که در ضمن تعیین وظایف ومسئولیت های رهبران اقوام ، میرویس خان را به حیث رهبر عمومی پزیرفتند بعد از این تاریخ جرگه انتخابی احمدخان در سال 1747 م برگزار گردید.
ادامه دارد
این ویلاگ حاکی از نظریات شخصی من می باشد که در رابطه به موضوعات گونانگون خصوصاَ در رابطه به اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشور قلم زده میشود .