و ضعیت زندگی در جاغوری

وضعیت زندگی در جاغوری

خاطراتی از آقای لیاقت

 

"در صدد تهیه پول جهت خریداری موتر می باشم. زیرا موتر داشتن رواج روز شده است"( یکی از ساکنین جاغوری)    

 

 

امسال بتاریخ9 سرطان 1385 سفری بطرف جاغوری، جائیکه در آن تولد و بزرگ شده ام، داشتم. هر کس طبعاً زاده گاهش را دوست دارد و من نیز با وجودیکه پدر و مادرم جاغوری را ترک کرده و فعلاً ساکن کابل می باشند، زادگاهم را دوست میدارم و هر سال یکبار از آن دیدن می نمایم. در مدت چهارده روزیکه در جاغوری بودم دید و بازدیدهائی از نقاط نسبتاً عمده اطراف سنگماشه (مرکز ولسوالی) داشتم تا تغییرات و دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی زادگاهم را از نزدیک مشاهده نمایم.

 

رویکردهای اجتماعی و مدنی جهت پذیرش تدریجی حالات و شرایط زندگی شهری در جاغوری پدیده تازه نیست، ولی گستردگی و سرعت آن در سه سال اخیر خیلی چشم گیر بوده است که اینرا باید به فال نیک گرفت.  در این میان، مکاتب دخترانه و پسرانه بنظرم در تسریع این روند نقش برجسته ای داشته و از هر خانه بلا استثنا هم فرزند دختر و پسر و بندرت یا دختر و یا پسر به مکتب می رود. روزی در حالیکه از یکی از محلات جاغوری می گذشتم  دیدم  دختری خورد سال در نزدیک جوی آب گوسفندهایش را می چراند و زنی در حال شستن ظروف می باشد. زن از دخترک با لهجه محلی پرسید: صنف چندی؟ دخترک که تقریبا ًحدود نو سال داشت با لحن معصومانه گفت: مه مکتّب نموروم. زن با تعجب و حالت ناباوری و کمی با ناراحتی پرسید: ای دیو بیزنه توره، او چیکه متّب نموری؟ دخترک که کمی متاثر بنظرمی آمد در جواب گفت: امسال چیپو پیدا نشد. آته آبیم موگیه امسال مالا ره ایبیگیننو، سال دیگه توره ده متّب می شنّیم. این سوال و جواب کوتاه و تعجب زن سوال کننده به نسبت مکتب نرفتن دخترک خوردسال نشان می دهد که مردم و خانواده ها چقدرعلاقه مند فرستادن فرزندان شان به مکتب می باشند. ولی میزان تلاشهای محصلین و رسیدگی آنها به دروس شان موضوعی است که در ادامه به آن خواهم پرداخت.  

 

 تردد خود روها و موتر سایکلها آنقدر زیاد است که با میزان تردد وسایط نقلیه در یک ولایت قابل برابری است. منازلیکه در طول دوسال اخیر اعمار گردیده اند اکثراً بشکل عصری و منعکس کننده سیستم شهری می باشند. برخوردها و رفتارهای اجتماعی نیز متعاقباً رنگ و بوی شهری را دارا شده اند و خلاصه روحیه شهری شدن در جاغوری رشد سریع دارد و ساکنان آن ظاهراً سریعتر به شهری و شهر نشینی شدن خود را وفق می دهند.  در ایجاد و تسریع روند تحول در جاغوری چندین عوامل دخیل بوده که عبارت اند از: تحرک و پویائی خود مردم، نهادینه شدن روند تعلیم و سواد و ارتباط بیش از پیش ساکنین جاغوری با دنیای خارج به شمول کشورهای ایران و پاکستان.  یقیناً با ولایت شدن جاغوری دامنه این دگرگونیها بمراتب افزایش خواهد یافت. همه ای این سلسله تغییرات اجتماعی در سیستم شهری أمر مثبت، بل مایه خرسندی و شادی اند. اما هرکدام این جریانات و دگرگونیها حاوی بعضی  جنبه های ناخواسته و نامیمونی اند که با درک و متوجه شدن آنها روند دموکراتیک و شهری شدن در این ولسوالی زیر سوال می رود. اینک در این نوشتار به تشریح و تحلیل موجز آنها می پردازم تا زمینه و دعوتی باشد برای قلم بدستان توانا جهت تحلیل و موشکافی همه جانبه این موضوع.

 

اصولاً انسان با توجه به سخن معروف که می گوید "انسان باید بخورد تا زنده بماند، نه اینکه زنده بماند تا بخورد" از تمام امکانات و تسهیلات زندگی من حیث وسیله برای رسیدن به اهداف و غایات زندگی استفاده می کند. یعنی همه آسایش، لذایز و راحتیهای زندگی در حقیقت فی نفسه هدف را تشکیل نمیدهند، بلکه وسیله ای اند که روند رسیدن به اهداف (انسانی)  را برای انسان تسهیل می بخشند. موتر، تلویزون وماهواره، پول و دارائی همه در زندگی انسان ضمن ایجاد آسایش در زندگی، کاربرد وسیله را دارند که محصول پیشرفت علوم و کاوشگریهای انسان می باشند. آما آنچه که فعلاً در جاغوری بمشاهده می رسد هدف سازی همه این وسایل و تسهیلات در زندگی شان می باشد گویا اینکه در این ولسوالی همه اهداف عالی و متعالی مردم را خانه مدرن، داشتن موتر و موترسایکل (آنهم بشکل رقابتی) ماهواره و تلویزون تشکیل می دهد. بنظر من، ولسوالی جاغوری بعد از کابل و ولسوالیهای آن دارای بیشترین تعداد وسایط نقلیه می باشد که متاسفانه میزان آنهمه وسایط نقلیه نه بر اساس نیازمندی مردم و زندگی شان و نه متناسب با شرایط اقتصادی و سطح زندگی آنها می باشد. اصولاً موتر و وسایط نقلیه داشتن در جاغوری تبدیل به رواج روز و وسیله رقابت شده است! مامایم در یکی از نقاط دور افتاده جاغوری که عمدتاً کوهستانی می باشد زندگی می کند. هردو پسرشان ضمن کرایه کردن اطاق در نزدیک مکتب شان در سنگماشه هرکدام یک موتر سایکل دارند و پدر شان که شاید یک ساعت در روز بیکار ننیشیند می گفت:" در صدد تهیه پول جهت خریداری موتر می باشم". پرسیدم خودت که در ضمن رانندگی بلد نبودن همه ساعات و ایام را به زمینداری مصروفی، کی و بر اساس کدام ضرورت موتروانی و رانندگی آنرا می کند؟ در جوابم با قیافه حق بجانب گفت:" موتر داشتن و پارک کردن آن در نزدیکی دروازه حویلی رواج روز شده است"!

 

در اثر فضای رقابتی و گسترش و رشد حالت عصری شدن، بعضی خانه ها حتی با پول قرض موتر می خرند و مصارف زندگی در جاغوری و کابل تقریباً یکسان می باشد. مهمانیها، مراسم عروسی و سرور رسوماً با مصارف خیلی هنگفت و حتی کمرشکن همراه می باشد. صاحب خانه اظهار می داشت که مهمانخانه هشت متره اش برای مهمانداری و مراسم خیلی معمولی اش کوچک می باشد و تصمیم دارد که بعد از دریافت پول که پسرش دریکی از کشورهای خارجی کار می کند و می فرستد، مهمانخانه دوازده متره بسازد.

      زمینداری در جاغوری بنا بر دلایل مختلف اکثراً کنار گذاشته شده است و نسل جوان خوشبختانه یا بدبختانه در دست کشیدن از زمینداری و جمع آوری محصولات زمین خیلی پیشگام است و اگر اشتباه قضاوت نکنم، کار کردن در زمین امروز یک نوع ننگ اعلان نا شده پنداشته می شود! بیش از هفتاد فیصد درآمد خانواده ها را داشتن افراد کارگر در کشورهای خارجی و ایران تشکیل می دهد و تنها بیست تا سی فیصد عوائید را شغل آزاد از قبیل تجارت و داد و ستد تشکیل می دهد. متاسفانه هیچکدام این منابع عوائید و درآمد دارای ضمانتهای لازم نیستند. اگر روزی و زمانی کشورهای خارجی مهاجرین افغانی را از کشورهای شان اخراج کنند و ناامنی سرتاسری شود، یقیناً اقتصاد جاغوری فلج خواهد شد و مردم در چنگال بیچارگی خود را بیچاره خواهند یافت. در مجموع، جاغوری کنونی صرفاً مصرف کننده است و اگر این روند به همین شکل ادامه یابد جاغوری به نظر من با عواقب ناگواری مواجه خواهد شد. 

 

آینده نگری متاسفانه در فامیلها و حیات اجتماعی جایشانرا به رقابتهای منفی و همچشمی داده است. وجود این همه وسایط نقلیه و موتر سایکل در حقیقت میلیونها افغانی می باشد که در فضای رقابتی بمصرف رسیده اند . یقیناً اگر دور اندیشی و آینده نگری معقول و خردمندانه وجود داشته باشد خانواده ها با سه  چهار لگ افغانی کارهای بزرگی را می توانند که برای حال و آینده شان مفید واقع شوند. واقعاً جای تاسف است که بعضی خانواده ها حتی با پول قرض موتر می خرند تا با همسایه و افراد محله شان رقابت کنند.

 

به همین ترتیب، وضعیت معارف و سعی محصلین در دروس شان در تب و تاب روندهای شهری شدن و  ایجاد زندگی مرفه نیز تنزل یافته است. با وجودیکه مکتب رفتن و به مکتب فرستادن فرزند تبدیل به یک فریضه اعلان  ناشده اجتماعی شده، از هر خانه حد اقل یک نفر مکتبی می باشد و میزان مکتب رفتن دختران نسبت به پسران بیشتر رشد نموده، ولی همه ای این هیاهو و تب و تلاش نتایج قناعت بخش را ندارند. زیرا، علت نخست اینکه مکتب رفتن بیشتر یکنوع مد روز شده تا نیازمندی. و ثانیاً اینکه محصلین در تب و تاب روندهای جدید کمتر حوصله مطالعات جدی و رسیدگی به دروس شانرا دارند. در گذشته صرفاً تعداد بسیار اندک شاگردان با بایسکل به مکتب می آمدند. محصلین در گذشته بسیار ساعی و کوشا بودند و بطور مثال، برای احراز و کسب نمرات  بین یک تا ده رقابتهای شدیدی در جریان بود. آنها در کنار پیش بردن کارهای شاقه خانه و زمین اکثراً دو سه ساعت را با پای پیاده طی می نمودند و نمرات خوبی را بعد از امتحانات شان تصاحب می شدند. ولی امروز با وجودیکه اکثر شاگردان رفت و آمد شان ذریعه موتر و موتر سایکل صورت می گیرد و به کارهای خانه نمی پردازند، مطالعات و تلاشهای آنها جهت درس خواندن خیلی کمرنگ است و کامیاب شدن تقریباً معیار اید آل درس خواندن بشمار می رود. یکی از فرزندان اقاربم که سنناً 22 ساله می باشد در صنف دهم درس می خواند. در طول مدتیکه من در خانه اش بودم هیچگاهی او را در حال درس خواندن ندیدم. ولی والدین شان ازش راضی بودند و می گفتند: نعمت الله (فرزند شان) پسر درس خوان است، زیرا در طی دوسال گذشته  ناکام نمانده است. وقتی از نمره اش در کلاس پرسیدم، گفته شد مقام هجده هم را در بین بیست و سه نفر شاگرد دارا می باشد!

 

دموکراسی و آزادی نیز بیشتر با مفاهیم و جنبه های منفی شان به سراغ این ولسوالی آمده است. شاید بی ربط نباشد اگر در این قسمت از نوشته هایم کمی بیشتر در مورد دموکراسی بنویسم و سپس مناسبت آنرا با شرایط فعلی جامعه افغانی در مجموع  و ولسوالی جاغوری بالخصوص به بحث گیرم. هر جامعه دارای نهادهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، دینی و سیاسی می باشد که همه آنها زمینه رشد و تکامل همه جانبه جامعه را فراهم می کنند. هر اندازه نهادهای یک جامعه فعال و کار آمد باشند به همان اندازه جامعه از جنبه های گوناگون رشد و تکامل می یابد. برعکس، هر اندازه نهادهای نامبرده یک جامعه پسیف و غیر فعال باشند جامعه دچار رکود و انحطاط می گردد. بنابر این دموکراسی چیزی نیست که از آسمان نازل شود و یا بشکل تحفه و کالا از کشوری دیگر وارد و صادر گردد. دموکراسی معلول جنبشها و تحرکات اجتماعی و سیاسی خود یک جامعه می باشد. هر اندازه نهاد فرهنگی- اجتماعی جامعه فعال و پویا باشد و مردم در امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خویش مشارکت داشته باشند به همان اندازه زمینه تحقق واقعی دموکراسی فراهم می شود و جنبه های عقلانی آن بیشتر برجسته می گردد. جامعه بیسواد، جامعه قبیلوی، جامعه متعصب و متحجر از لحاظ فکری ظرفیت پذیریش دموکراسی واقعی را ندارد. از لحاظی پروسه دموکراتیک ساختن جامعه نیاز به عنصر زمان و پیش زمینه دارد. ممکن است با یک انقلاب و کودتا رژیمی را ساقط و رژیم دیگری را بجای آن بنا نمود. ولی افکار، عنعنات، نگریشهای فکری و عقیدتی مردم را نمی توان با انقلاب قهر آمیز تغییر داد. ایجاد تغییر و دگرگونی در عرصه های فرهنگی و عقیدتی روند بطی می باشد که در آن هم عنصر زمان و هم تکامل دخیل می باشد. دموکراسی که از اثر جنبشها، تلاشهای مداوم و خسته گی ناپذیر و بر اساس درک و نیازمندیهای جامعه بوجود می آید یقیناً به مرحله نهادینه شدن تبدیل می گردد و جزء لاینفک زندگی و حیات   فردی و جمعی انسانها می گردد. آنوقت است که انسانها بزرگترین ارزش را برای آن قایل می شوند و از دست دادن آنرا مساوی با از دست دادن حیات خود شان می دانند. با این حساب، دموکراسی اگر واقعاً قرار است جزء لاینفک حیات اجتماعی و سیاسی جامعه افغانی گردد، نخست باید در اذهان و اندیشه ها نهادینه شود. ضرورت اولیه جامعه افغانی را بنظر من تعدیل نمودن اندیشه ها، برخوردها و اعتقادات سیاسی، اجتماعی و  ایدئولوژیکی  تشکیل می دهد و اگر دموکراسی قرار است شکل نهادینه گی را بخود بگیرد اولین و نخستین تاثرات شان باید در رفتارها و برخوردهای همه جانبه ما رونما گردد. نا رسائیهای عمده در جامعه کنونی افغانی را همان اندیشه ها و افکار متحجرانه و قبیلوی تشکیل می دهد و مدتهاست که  جامعه افغانی از این مرض مزمن رنج می برد. تازمانیکه اندیشه ها و افکار در این جامعه تعدیل و انسانی نشده اند نه جامعه ما ظرفیت لازم را برای پذیریش دموکراسی می یابد و نه هرگونه تلاش جهت نهادینه شدن واقعی آن مثمر واقع می شود.

 

بنظرمن دموکراسی کنونی در جامعه افغانی تا هنوز حالت نهادینه گی را بخود نگرفته و مبانی آنرا نیازمندیهای اصیل و واقعی این جامعه و مردم تشکیل نمیدهد. هنوز که هنوز است ما در جنبه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، ایدئولوژیکی و سیاسی مان دچار گرایشهای تحجر آفرین، قبیله ای و تعصب آمیز می باشیم. توازن و همخوانی لازم بین سطح اقتصاد و فرهنگ اجتماعی و اقتصادی ما که بیشتر شکل وارداتی را دارا می باشند، وجود ندارد. بیسوادی گسترده و تنشهای مداوم و همه جانبه که از اثر جریانهای افراط گرائی و تلاشهای ناموفق جهت تعدیل و مهار آنها، کشور تا مرز بی ثباتی و بستر قرار گرفتن برای ایدئولوژیهای  بیگانه و نازگار با فرهنگ ما همواره تهدید می شود موانع دیگری اند که روند نهادینه شدن دموکراسی  واقعی و اصیل را مشکل و حتی غیر ممکن می سازند. در چنین شرایطی، طبعاً دموکراسی که در ولسوالی جاغوری بوجود آمده همان جنبه های وارداتی را دارا می باشد که نمونه آنرا در شهر کابل و دیگر ولایات  کشور می توان مشاهده نمود.

 

در طول مدتیکه در جاغوری بودم بعضی نارسائیهای جدی را در حیات فرهنگی و روابط اجتماعی مردم  آن ولسوالی مشاهده نمودم که بعضی آنها را بطور جسته و گریخته بیان نمودم. دامنه این رسائیها یقیناً تاثرات شانرا بر روابط خانوادگی، برخوردهای اجتماعی و فرهنگی فی مابین دختران و پسران محصل و غیر محصل نیز بجا گذاشته است. مردم در جامعه ما تازه و برای نسبتاً اولین بار با پدیده دموکراسی و آزادی آشنا می شوند. چه خوب اگر همه ای برداشتها و برخوردهای ما که متاثر از این دو پدیده می باشند توأم با عقلانیت، خرد ورزی، واقعیت بینی و احتیاط باشند  و ضمناً مناسبت لازم را با ماحول و محیط زندگی مان دارا باشند. بعضی خانواده ها از شرایط موجوده  در حال و هوای مکتب رفتن دختران و ایجاد روابط نامناسب فی مابین بعضی دختران و پسران که در نتیجه مکتب رفتن همه دختران در نزد افراد جامعه و خانواده ها سوال برانگیز می شود، رسماً اظهار ناخرسندی و پشیمانی می کردند. من ترجیح می دهم در این مورد صرفا به ذکر همین اشارات بسنده کنم. هدف از ذکر اینهمه نارسائیها (شاید از دید یکعده افراد این موارد نارسائی پنداشته نشود) اینست که جامعه ما تاهنوز آمادگی لازم را بنا بر دلایل و عوامل متعدد برای پذیرفتن و تحقق واقعی دموکراسی ندارد. اگر مشخصاً در مورد جاغوری بگویم و بنویسم، بنظر من لازم است مردم ما در همه حالات زندگی فردی و جمعی، رویکردها و برخوردهای خردمندانه خویش را با رسوم و جریانهای ناسازگار و نا متناسب با زندگی و آینده شان در اشتباه نگیرند. مردم خود باید نیازمندیهای شانرا درک کنند و تشخیص دهند، نه اینکه کسی دیگری به آنها بگوید که نیازمندیهای آنها را چه چیز تشکیل می دهد و آنها به چه چیز نیاز دارند. در سایه همین خرد ورزی و خرد اندیشی است که جامعه شان گام بگام آبستن روند دموکراسی می گردد و چنین دموکراسی یقیناً جزء لاینفک زندگی اجتماعی و سیاسی  شان خواهد شد. یکی از افتخارات برجسته جاغوری تا هنوز این بوده است که روند نهادینه شدن و گسترش سواد و دانش در این ولسوالی از مدتها قبل آغاز و خیلی برجسته بوده است. ولی امسال در سفرم متوجه شدم که جاغوری دارای رشد فزاینده محصل دختر و پسر می باشد. ولی کوششهای جدی در راستای درس و مطالعه محصلین کم کم افت می کنند و حاصلات این همه هیاهو برای مکتب رفتن و درس خواندن، چندان رضایت بخش نیست. در این صورت، بنظر من، خطر از دست دادن افتخار و شهرت پیشگام بودن در زمینه آموزش  و تعلیم بعید نخواهد بود.         

 

 

لیاقتعلی لیاقت

بامیان باستان

 16 اسد 1385        

 

                                                                                                    

 

مرحله اصلی پروگرام دایاگ درولایت

 

مرحله اصلی پروگرام دایاگ درولایت بامیان شروع بکار مینماید

سخنگوی پروسه جمع آوری سلاح افراد وگروب های غیر مسئول در ولایت بامیان آقای شمسزی اعلان نمود که پروگرام اصلی جمع آوری سلاح های افراد یاد شده در بامیان شروع بکار خواهد نمود شمزی گفت: مرحله اصلی با دیگر مراحل طی شده این فرق را دارد که در مرحله اصلی ما به شخصی وگروبهای که اسلحه دارند مکتوب میکنیم واین مکتوب حاوی ودربرگیرنده اختار های خواهد بود که اگر به این اختار ها کسی اعتنا نکرد بعد توسط افراد مسلح از خانه های کشیده خواهد شد وشاید از افراد مسلح هم کار گرفته شود. وی علت اینکه چرا از دیگر ولایت که در آنجا بشترین نا امنی میباشدسلاح های شان جمع آوری نمی شود گفت: درآن ولایتها ما ترس از بروز خشونت جدید داریم چون شما میدانید که درآن مناطق امنیت تامین نیست وما بصورت راحت نمی توانیم که با مردم وگروب های مسلح صحبت کنیم ازین لحاظ ما فعلا ترجیح داده ایم که ولایات که امن است کار جمع آوری سلاح آفراد غیر مسئول را پیش ببریم تا بعدا به ولایت های دیگر طبق شرایط برسیم وی تاکید کرد که به آنها( یعنی ولایت های دیگر هم خواهیم رسید).

     آقای شمسزی افزود: ما از ولایت بامیان به این علت زودتر شروع میکنیم که درین ولایت زمستان بسیار زود می آید تا هوا سرد نشده باید پروگرام ما تا حدودی تطبیق شود ودیگر اینکه مقامات این ولایت حتا خود والی صاحب این پشنهاد را داده است که کار جمع آوری صلاح زودتر درین ولایت شروع شود.

   جنرال عطا محمد که مسئول جمع آوری سلاح های گروبهای مسئول در بامیان است گفت: با توجه به آنکه ما دراکثر ولایات افغانستان پروسه دایاگ وقبلا  دی  دی  آر  موفقیت چندان نداشتیم ولی در بایمان ما شاهد موفقیت های زیادی بودیم چون مردم ولایت بامیان همراه ما خیلی همکاری نمودند ومسئولین نیز همکاری کرد.

جنرال عطا گفت: ما درحدودی 935 میل اسلحه خفیف وثقیل در جریان پروسه دایاگ از ولایت بامیان بدست آوردیم این درحالیست که درولایت بامیان قبلا توسط طالبان نیز مردم خل سلاح شده بودند وهمچنان بخش دیگری از سلاح های این ولایت در جریان  دی دی آر  تسلیم شده بود.

   وی گفت: البته تا هنوز گروبهای مسلح در قریه ها وقصبات هستند که سلاح شان را پت کرده اند وفکر میکنند که در افغانستان جنگ میشود ویا غزت خود در دست داشتند سلاح خود میدانند که روی این پروسه کار خواهیم کرد ما درولایت بامیان آگاهی عامه را راه انداخته ایم که آن توسط ریاست اطلاعات وجوانان به پیش خواهی رفت.

   آقای احمد زی رئیس ریاست اطلاعات وجوانان در ولایت بامیان نیز گفت: ما تاکنون بصورت مرتب 3 ولسوالی شیبر، کهمرد وسیغان را اطلاع رسانی کرده ایم وبصورت عموم تمام اقشار این مناطق از ضرر وزیان اسلحه در دست داشته آگاهی پیدا کرده که امید وارم نتیجه خوبی بدهد وی علاوه کرد ما درین قسمت ابتکار دیگری هم کرده ایم که از علماء ومتنفزین منطقه هم درخواست کمک نموده ایم که آنان نیز استقبال کرده اند وهمکار هستند چون تمام اقشار جامعه از سلاح خسته شده با ما همکاری دارند.        

بند برق در قریه حیدر آباد بامیان

بند برق آبی

روز دوشنبه هفته جاری در قریه  حیدر آباد ولایت بامیان بند برق آبی 45 کیلو وات  که توسط برنامه همبستگی ملی راه اندازی شده بود مورد بهره برداری قرار گرفت وبیش از 450 فامیل این قریه اکنون از تنویر برق استفاده میکنند.

     حاجی جان محمد از موسسه هبیتات که اجرا کننده این پروژه بوده است میگوید":تمام بودجه این پروژه 60 $ هزار دالر بوده است که 6 هزار آن را خود مردم منطقه سهم گرفته اند و54 هزار آن از سهم همبستگی ملی مردم پرداخت شده است". الحاج محمد حسین ریس شورا میگوید:"ما خدا را شکر میکنیم که دولت پروژه مارا میدهد وغمی مردم را میخورد مادرین قریه خود آبی فروان داریم ولی این آب تا کنون بدون کدام استفاده مفید از پایین قریه رد میشد وبا ایجاد بند برق اکنون تمام چهار چهارنیم صد خانه از تنویر برق استفاده میکنند وبرای مردم غریب وخان قابل استفاده است".

  علی یار یکی از باشندگان این قریه میگوید: "این برق برای تمام مردم قریه فایده رسانده برای بچه های که مکتب میرود قبلا در شب پیش چراغ درس خواندن سخت بود ولی آنها تا خیلی اوقات ره از تنویر برق خانه خود استفاده میکند وخوبتر وبهتر درس میخواند این برای فردا جامعه ما بسیار مفید است".

   خانم حسینی که یکی از اعضای این شورا است مفیدیت برق برای مردم را چنین توضیح میدهد:" خیلی از  خانواده های مردم قالین کاراست کسانی که قالین کار میکند نیاز به نور روشن دارد در تاریکی یا در پیش چراغ نمیشود قالین کار کرد این برق خیلی خوب است آنها تا برق است میتواند شبها هم کار قالین بیبافند از این نگاه ونیز دیگرتولیدات شخصی خانواده ها خیلی فایده میرساند  که سطح تولید بالا میرود مردم درضمن اینکه نان وغذای خود را در روشنای برق صرف میکنند برای دیدن تلویزون وغیره هم میتوانند استفاده ازبرق  کنند".

          کار ساختمانی پروژه برق را شرکت بنام ابوتراب که متعلق به حاجی عظیم است انجام داده است این در حالیست که بقول انجنیر شیرزاد یکی از کارمندان ریاست انکشاف دهات کار این شرکت نواقص زیادی دارد وشرکت مذکور طبق هافر یا قرار داد خود کار راپیش نبرده است بلکه برخلاف چندین مورد نقض درکار دیده می شود 1- بر اساس قرارداد لین برق باید ازسیم های میسی با کیفیت میبود که فعلا از سیم های ارمنی بی کیفیت استفاده کرده است 2- سرپایه های برق باید آهن کادر میبود که فعلا بجای آهن از چوب استفاده شده که آنهم قطعا کم  دوام است.3 برقی یا سیم کش مسلکی نیاورده است در کار برق کشی نواقض های زیادی صورت گرفته است. 4- انجنیر شیرزاد افزود که کانال را بصورت درست کرده است که ما نتوانستیم آن را تحویل بگیریم. گفتنی است که مردم ازین وضعیت کار انجیو ها وشرکت ها وموسسه هبیتات شکایت دارند که هیچ کدام کار آنان بدون نواقص نیست ومیگویند موسسه هبیتات با شرکت ها شریک هستند ولذا بودجه دولت بدون دست آوردی ناقض تحویل گرفته میشود مردم ازین ناحیه شکایت دارند ولی جای تعجب آنجاست که ریاست محترم انکشاف دهات بامیان بارها این نوع پروژه های ناقض را تحویل گرفته واعتراضات مردم هم بگوشی کسی نمیرسد.   

امنیت بستر مدیر نیته

امنیت بستر مدرنیته

ازوقتی که بشر پابه عرصه وجود نهاد ودراین کره خاکی برای بقای خود وزیست بهتر در جستجوی رابطه بامحیط واطرافیان بر آمده وبه تشکیل خانواده وجامعه پرداخت طلب ثبات وآرامش ، میل به ازادی وتلاش برای دستیابی به زندگی خوب نیز همزاد آن بود مقوله امنیت آنقدر ها مهم وحساس بوده ومیباشد که جز زندگی اولیه که جزه زندگی آولیه بشمار آمده ومی آید چه که تر قی ، رشد وشکوفایی در محیط انسانها ، با بودن امنیت راه پیدا میکند ، هیچ کشوری را درجهان نمی توان یافت که بدون امنیت ترقی وشکوفایی داشته باشد ، تکنولوژی وعلوم در جهان که خدمات شایسته به بشریت عرضه کرده است درسایه امنیت امکان پزیر بوده است درکلیت امر مردم افغانستان نیز به عنوان جزیی از جوامع خواهان صلح وثبات در کشور خود بوده اند ومیباشند متاسفانه شیرازه صلح وامنیت در افغانستان بعد از تجاوز قشون سرخ شوروی سابق بهم ریخت وموجی از نا امنی ووحشت در کشور پایه گرفت که با آغاز این تحولات ، مفکوره های مختلف جوانه زد وبه رشد وارتقای خود ادامه می داد تا اینکه کشور را برای پزیرش هر نوع افکار آماده سازد که چنین شد برای مدت طولانی مردمان این سرزمین از موضوع بی امنیتی که زنگی آنان را همراه با  مشکلات وچالش های دوام دارنموده است رنج بردندواصولا مقوله بنام امنیت واقعی سراسری ، ختم نزاع های مسلحانه را در افغانستان بعید میدانستند این مطلب از آنجا روشنی بشتری می یابد که که ما وضعیت چند سال پیش را ارنظر بگزرانیم زندگی ما منحصر  جناح های قدرت طلب شده بود ، قدرتها بشتر بخاطر بقای خود دست به اقدامات خونین ونابهنگام می زدند خصوصا پا گرفتن جریان القاعده در افغانستان وضعیت را وخیم تر ووحشتناک تر ساخت ، آنها همه چیز را مانند خود گزافه تصور نموده ومتوجه لحظات ولذات روز مرره خود بودند بجای آنکه تمام توانای های وامکانات خود را در عرصه نبرد علیه عقب ماندگی ودستیابی به توسعه وافغانستان آزاد وآباد بکار اندازند ، علیه ارزشهای انسانی وامنیت واقعی دست به مبارزه وتخریب ردند وتخت پوشش اسلام وملا ومقدسات دیگر برای بقای خود شان در چوکیهای بالا که در جریان امواج طوفانزا وپرتپش چندین سال ویرانی در مملکت اخذ کردند بهر تزویر دست زدند وصدای مردم را خاموش ساختند .

 

اما به کمک جامعه جهانی وپایمردی مردم افغانستان آن روز های تاریک وسیاه گزشت ونحله های ظلم وبی قیدی تاحدودی ازبین رفت ، اکنون نیز مسئله امنیت ار بارز ترین وضروری ترین مسایل روز در افغانستان بحساب می آید چرا که تمام جوانب زندگی مردم افغانستان بستگی به امنیت دارد ، مشکل معشت وزندگی از ابتدایی ترین حقوق شهروندان یک کشور محسوب میشود ، مردم وادادر می شوند که به دنبال زندگی آبرومندانه گام بر دارند ، کشور زمینه جلب وجزب سرمایه های کلان خارجی وداخلی را بیابد .

دربررسی که کار شناسان جهان دارند وجود قابلیت عقب ماندگی را درمیان کشورهای جنگ زده ونا امن بشتر می یابند ، که آنهم ناشی از خاموش شدن شعله نشاط وکار آیی در افراد آن جامعه است فرسودگی های زندگی وعوامل نا امید کننده باعث می شود که سستمهای زندگی دچار گرفتاری وچالش شود که بار انداز آن یکنوع سر خور دگی عمومی وهرزگی اکثریت مردم است.

از جای که گفته آمیدم یاد مانی این نکته برای دولت مردان کشور ما ضروریست که چنانکه در پلانهای جامعه جهانی وکشور های دوست نهفته است اینکه امنیت ضرورتی است که شرط اول هر چیز محسوب میشود باید دولت با واقعیت ها خودرا روبرو سازد وپایه های توسعه را باپیریزی کردن امنیت واقعی در تمام نقاط افغانستان استحکام بخشد وباتکیه بر آن حجم گرفتاری دولت ومردم را برطرف سازد نحل های نا امنی که در گوشه وکنار کشور هر روز به شکلی از اشکال روخ مینماید قابلیت فروکش کردن وهضم شدن را دارد با سلوک کریمانه ونیک وافغانستان شمول می شود تمام گرفتاری های ازین دست را حل وفصل نمود وبا استفاده از روند مثبت که به وجود آمده میتوان در جهت بازسازی وخرابی های افغانستان گام بزرگ وموثری بر داشت.

 

فساد اخلاقی درجامعه...

  

فساد اخلاقی در جامعه ما روبه ازدیاد است

 

یکی از متغیر های جامعه الگو پزیری فرد یا گروهی ازآگاهان  یک جامعه است که با آگاهی کامل از ارزشها وهنجارهای جامعه خودی ، ارزشها وهنجارهای نوین برگرفته از جوامع دیگر می آفرینند که برتر ازقبل می باشد وجامعه را به سوی ترقی وتعالی سوق میدهد چنین الگو پزیری را جامعه شناسان الگو پزیری مثبت میگویند زیرا اگر جامعه  ای همواره الگو های فرهنگی خود را مو به مو اجرا میکرد، فرهنگ وتمدن بشری استا می ماند واز پشرفت ها ودیگر گونی های مثبت که در ساختار زندگی معیشت فردی واجتماعی بشر رونما شده است خبری نبود ، بدین ترتیب الگو پزیری مثبت ونیک وتقلید آگاهانه وعلمی برای بهتر شدن عرصه های مختلف زندگی امر پسندیده ومقبول شناخته شده است.

   اما یکنوع الگو پزیری منفی وکج اندیشانه نیز وجود دارد که آنهم بصورت جمعی وفردی پزیرفته میشود ، برخلاف هنجار ها وارزشهای پزیرفته شده فرهنگی وانسانی جامعه عمل میکند من باب مثال روسپیان ، معتادان، دسته ای تبهکار وسارقان حرفوی جز این دسته اند اینها ضمن آنکه الگوهای نامناسب را از دیگران میگیرند خود نیز تبدیل به گروهی نامناسب ومخرب میگردند اینها را به این علت دسته یا گروه میگویند چون جز فرهنگ ولو کوچک کجروانه خود شده اند واز حمایت اعضای گروه خود دربرابر جامعه کلان وبرزگ بر خوردار اند ولهذا جامعه بزرگ همیشه به آنان سر ستیزه ودشمنی آشتی نا پزیر دارند واز اعضای گروه آنان دوری می جویند در اکثر از جوامع این خوی ستیزه جویانه توانسته است کار مثبتی انجام دهد؛ از شر تبهکاری آنان خود را محفوظ نگهداشته اند یا حد اقل توانسته اند که از نفوذ آنان در سایر اقشار اجتماعی جلو گیری به عمل آورد که خود گامی مثبت وموفق ارزیابی میشود.

        انحرافات با تمام انواع واقسام خود در جوامع مختلف پیشینه بسیار کهن وبا سابقه دارد ولی شدت وضعف داشته است ودارد، ونیز در میان کشورها ورسم ورواج ها وفرهنگ ها تفاوت فاحش داشته است ولی در میان مسلمانان به علت اعتقاداتی که دارند، دستورات ونواهی که از جانب شارع مقدس وجود دارد هر فرد مسلمان خود را مسئول دانسته وکوشش دارد پاکی وتقوا، طهارت را در اجتماع وفرد حتا در منطقه ذهن خویشتن خویش حفظ نماید. ولی درین میان مسلمانانی هم هستند که به نام ادعای مسلمانی دارند ولی در ورطه های سقوط اخلاقی فرو رفته وغرق در منجلاب فساد وتباهی وسرکشی بوده اند که البته بحث ما ازین نوع انسانهای مسلمان نما استسنا است.

     درمیان مسلمانها مردم مسلمان افغانستان علاوه از تاییدات فرمانهای اسلامی فرهنگ وعنعنه بخصوص دارند  طبق آمار وارقامی که از کشورهای همجوار وحتا کشور های عربی سالانه در مطبوعات انتشار می یابد کشور ما در رده پایین این آمار وارقام قرار دارد وطبق سنت وبر خورد شدید که  از جانب خانواده ها وجود دارد حتا در مورد آمار وارقام ها نیز میتوان گفت دقیق نیست وخیلی ازین آمارها از کشور ما تقریبی وبه اساس شایعات مردم راهی مطبوعات میشود چون تنها چیزیکه در تمام مسایل اخلاقی وخصوص مسایل جنسی درجامعه ما و در میان همه اقوام وخانواده ها قرار دارد مسئله ننگ وناموس حساسیت خاص وبرازنده دارد اینها با عث می شود که گراف جرایم کشور ما نسبت به دیگر کشور ها کمتر بوده باشد.ولی اکنون با توجه به الگوهای نامناسب سالهای مهاجرت در کشور های غربی وکشور های همسایه روند انحرافات رقم های جدی بخود گرفته است وعوامل مختلف موجب شده است که مرتکبین زیاد در جامعه به چشم بخورد از جمله توحش جنگ های ویران کن ، گراف جنایات را بالا برد واعتبار ناموسی مردم را تا حدودی خدشه دارد نمود.مهاجرت نیز عوامل منفی دیگر دارد که بیان ابعاد آن نیاز به بررسی است ومیشود در مقاله جداگانه مطرح نمود.

انحرافات وروسپی گری زنان جامعه افغانی متاسفانه در شرایط کنونی روبه ازیاد است که میتوان گفت علت آن همان مهاجرتهای بیرویه وفقر .....وحتا در موارد تجاوز را میتوان نام برد کرد.

   بار انداز این مسایل در جامعه سنتی ومسلمان بسیار سنگین است. انچه مشخص است اینکه هرزه گی ، روسپیگری ، دزدی وقتل ، غارت ومستی وتظاهر به مستی از عوامل بازدارنده آگاهی وترقی در جامعه به حساب می آید باید که در زمینه جلو گیری این گونه مسایل اقدامات سریع وجدی صورت بگیرد که البته درین روزه ها گفتگو های راجع به یک اداره جدیدی امر به معروف ونهی از منکراست که از جانب دولت ایجاد شود که حتما مورد استقبال جامعه مسلمان افغانی قرار خواهد گرفت چون فساد وتبعات آن چیزی است که امروز درهیچ جامعه هیچ انسانی آنرا درخانه وجامعه خود قبول گار نیست حتا اگر خود اشخاص فاسد هم باشد فساد را درخانه خود خوش ندارد البته خوش دارد در جای دیگر زمینه بوجود آید تا عیاشی کند ولی در خانه خود نه چون این موضوع درست در تقابل منطق وفطرت پاک انسانی قرار دارد واز طرفی  در ضمن آنکه باعث آلودگی اذهان افراد جامعه میگردد که صحت روانی وجسمی را به خطر مواجه میسازد پشرفت وامنیت را از جامعه میگیرد وباعث پس مانی میشود.

عوامل کنترل کننده در جوامع اسلامی زیاد است

خصوصا در جامعه ما که میشود گفت سنت ودین مردم ما بهترین بازدارنده برای کسانی که درین ورطه سقوط میکند میباشد که همانا مورد تایید دانشمندان نیز است.

1-     نظم وکنترول اجتماعی

2-     هنجار اسلامی

دانشمندان میگویند: بقای هر جامعه به نظم وثبات وابسته است برای ایجاد نظم وتنظیم روابط میان اعضای جامعه دو دلیل عمده وجود دارد حصول اطمینان وپیش گیری از اختلال وآشفته گی های که ممکن است به سبب کشمکش های درونی جامعه در زندگی اجتماعی پدید آمده باشد.

کشور های جهان برای جلو از هرگونه فساد قوانین را وضع کرده است.

ازانچه گفته آمد این نتیجه را میتوان گرفت که فساد اخلاقی امروزی زاده تحولات است که برسری مردم رفته است ازقبیل تهاجمات وکشتار وغلبه فرهنگ های بیگانه وبیخانمانی وغیره ودرعمق فرهنگ اصیل ما پاکی وطهارت معنوی نهفته است که می شود با سیاست های معقول وهمه جانبه آنرا احیا کرد وتوسط یک اداره امر به معروف ونهی از منکر معقول ومعتاد که کار شناسانه عمل کند جامعه اسلامی افغانستان از بد بختی های فساد های تباه کن اخلاقی نجات داد واز نیرو جوان کشور برای بازسازی استفاده کرد وهمچنان معنویت را در روح جوانان نهادینه ساخت چون جوان بقول بزرکان دین بشتر از دیگران شفته وشیدای  معنویت هستند طبیعی است که زود تر ازهمه جوانان مسیر ومسیل میشود وبرای عده دیگر بجای بیکاری وهرزه گردی پروگرام های تفریحی سالیمی میتوان داشت البته با حفظ یک اصل که آمرین به معروف در مسایل دین کار شناس باشد ودین را  از دید خود برای جامعه تفسیر وتبیین ننماید وخود نیز متخلق به اخلاق اسلامی ودینی باشد نه اینکه در دوران طالبان مامورین ریش دراش وپرجرک با لباس های آنچنانی کشال ودفنگ در دست یا درشانه مردم را اگر دوبار نماز خوانده بود هم سر از نو سرش نماز میخواند وخود غرق در مستی وعیاشی خود می شد که نام مین ومتین اسلام را جهان سیاه کرد واز اسلام چیزی وارونه تصویر کشید. 

امنیت جامعه ازمنظر دین

امنیت جامعه ازمنظر دین

   واقعیتهای انسان وجامعه مملو از متغیر هایی است که درتنوعات خود ، تاریخ وجامعه را می سازد براساس داده های جامعه شناسی ودانش تجربت اندیش امروزین این واقیت به اثبات رسیده است که دین درساختن وشدن انسان نقش به سزای دارد .

    حب ذات وعلایق به مادیات ، انسان را درمسیر زندگی همانطوریکه به سرمنزل مقصود رسانیده وبه اهداف عالی انسانی سوق میدهد ، از طرف دیگر انسانهایی را نیز دچار چالش وفرو افتادگی می کند ، نفس سرکش ، انسان را دریک محدوده آرام نمیگزارد ، قرار وعدم تحرک را از انسان میگیرد ویا به آرامگاه پلشتی می کشاند . روابط خوب ودرجامعه انسانی معمولا از دو طریق به مخاطره می افتد . یا ازطریق انسانهای بی خرد وسرکش وطغیان کننده که قرآن عظیم الشان نیز در مورد صراحت دارد " ان الا نسان لیطغی ان رآه استغنی " چرا انسان سرکشی وطغیان میکند ، بخاطر اینکه توانمند ، وغنی ومستغنی میشود وفکر می کند بی نیاز است . اینگونه  انسانها بخاطر که وجاهت وغظمت مخصوص برای شان در نظر دارند ، در برابر دیگران حتی در برابر خالق خود شان دست به تباهی وطغیان گری می زنند .

طریق دوم ومخرب کننده ، بعضا قشر زیرین جامعه است . اینان بهر علت که فقر در زوایای زندگی شان سایه گسترده ودر اعماق وجود شان نفوذ کرده ، یک دیوار ضخیم بین آنان وقشر مرفه جامعه وجود دارد ووجود فقر دیرپا باعث می گردد که عواطف انسانی این قشر محروم کم کم زیر خاکهای سیاه دفن شود وروحیه پر خاش وستیز گونه به آنان زیاد تر گردیده وهر روز مشکل آفرین میشوند.

اما دین در کنترول افراد جامعه دو روش را مد نظر دارد . نظارت بیرونی ازطریق پلیس واحکام الهی که درنوع مجازات ها وغیره تجسم وتحقق عملی پیدا می کند . شخص دین دارد با باور که دین خود شان دارد ، دین او بعنوان عامل باز دارنده عمل می کند . هر حای که مخیله سر کشی در او قوت گیرد ، دین او را مانع می شود " انما تو عدون لواقع " آنچه به شما وعده داده می شود ، یقیناً وبی گمان واقع شدنی است این کلام وحیانی ، شخص دین دار را وادار می کند که اجر وپا داش های الهی را در موارد صبر وتحمل شداید وناملایمت به فراموشی نسپارد ودر موارد ثروت وشوکت بداند که این ها متعلق به او نیست ، هر چه هست از جانب خالق هستی است که در حلال آن حسابی وجود دارد ودر حرام آن عتاب .