امنیت جامعه ازمنظر دین

   واقعیتهای انسان وجامعه مملو از متغیر هایی است که درتنوعات خود ، تاریخ وجامعه را می سازد براساس داده های جامعه شناسی ودانش تجربت اندیش امروزین این واقیت به اثبات رسیده است که دین درساختن وشدن انسان نقش به سزای دارد .

    حب ذات وعلایق به مادیات ، انسان را درمسیر زندگی همانطوریکه به سرمنزل مقصود رسانیده وبه اهداف عالی انسانی سوق میدهد ، از طرف دیگر انسانهایی را نیز دچار چالش وفرو افتادگی می کند ، نفس سرکش ، انسان را دریک محدوده آرام نمیگزارد ، قرار وعدم تحرک را از انسان میگیرد ویا به آرامگاه پلشتی می کشاند . روابط خوب ودرجامعه انسانی معمولا از دو طریق به مخاطره می افتد . یا ازطریق انسانهای بی خرد وسرکش وطغیان کننده که قرآن عظیم الشان نیز در مورد صراحت دارد " ان الا نسان لیطغی ان رآه استغنی " چرا انسان سرکشی وطغیان میکند ، بخاطر اینکه توانمند ، وغنی ومستغنی میشود وفکر می کند بی نیاز است . اینگونه  انسانها بخاطر که وجاهت وغظمت مخصوص برای شان در نظر دارند ، در برابر دیگران حتی در برابر خالق خود شان دست به تباهی وطغیان گری می زنند .

طریق دوم ومخرب کننده ، بعضا قشر زیرین جامعه است . اینان بهر علت که فقر در زوایای زندگی شان سایه گسترده ودر اعماق وجود شان نفوذ کرده ، یک دیوار ضخیم بین آنان وقشر مرفه جامعه وجود دارد ووجود فقر دیرپا باعث می گردد که عواطف انسانی این قشر محروم کم کم زیر خاکهای سیاه دفن شود وروحیه پر خاش وستیز گونه به آنان زیاد تر گردیده وهر روز مشکل آفرین میشوند.

اما دین در کنترول افراد جامعه دو روش را مد نظر دارد . نظارت بیرونی ازطریق پلیس واحکام الهی که درنوع مجازات ها وغیره تجسم وتحقق عملی پیدا می کند . شخص دین دارد با باور که دین خود شان دارد ، دین او بعنوان عامل باز دارنده عمل می کند . هر حای که مخیله سر کشی در او قوت گیرد ، دین او را مانع می شود " انما تو عدون لواقع " آنچه به شما وعده داده می شود ، یقیناً وبی گمان واقع شدنی است این کلام وحیانی ، شخص دین دار را وادار می کند که اجر وپا داش های الهی را در موارد صبر وتحمل شداید وناملایمت به فراموشی نسپارد ودر موارد ثروت وشوکت بداند که این ها متعلق به او نیست ، هر چه هست از جانب خالق هستی است که در حلال آن حسابی وجود دارد ودر حرام آن عتاب .