سازگاري و سازگار كردن، سياست خارجي افغانستان

 

بحث سازگاري  و سازگار كردن از جمله مباحث سطح تركيبي روابط بين الملل است كه امروزه كار برد وسيع در استراتژي ها و سياست گذاري هاي كشور هاي جهان دارد. اساساً مبناي  اينگونه مطالعات نگرش هاي راهبردي به سياست خارجي است كه هر كشوري بايد در سياست هاي خارجي خود اينگونه مطالعات را داشته باشد كه از جمله در كشور ما افغانستان مطالعه آن ضروري تر و حياتي تر مي نمايد؛ زيرا براي كشورهاي پيشرفته و همچنان كشور هاي در حال رشد سازگاري براي شان چندان مفهوم نداشته باشد براي ابر قدرت ها و قدرتهاي بزرگ بويژه فايقه( مانند آمريكا)  محذورات بين المللي در حداقل و مقدورات داخل در حداكثر است عكس اين وضعيت براي كشورهاي باقدرت متوسط،كوچك و ريزقدرت (و بدون قدرت) است(1).

چون براي آنان منابع قدرت وجود دارد و فراوان است آنان در سياست گذاري هاي خارجي خود محدوديت و محذورات چندان ندارند هر آنچه را اراده كنند و منافع ملي آنان تقاضا كند در جهت برآوردن آن مشكلي بر سر راه خود نمي بينند.(البته محدوديت هاي دارد و مطلق نيست) اما در مورد رسيدن به اجماع و قانع ساختن مردم شان را بيشتر در نظر دارند تا مسايل سياست خارجي و روابط نيك بايد به كشور هاي ديگر. تصور در كشورهاي قدرت مند اين است كه آنان هر موقع اراده كنند مي توانند با دولت ها به اساس همان منابع قدرت كه در دست دارند معامله كنند و روابط تيره خود را نيك سازند؛ ولي در مورد جمع كردن آراي مردم شان و اجماع نظر شهروندان و مصاحبان كمپني هاي كلان اقتصادي محذوريت هاي زيادي دارند اما برعكس در مورد كشورهاي چون افغانستان اجماع نظر شهروندان در مورد سياست گذاري هاي خارجي يا اصلاً مطمح نظر نمي باشد و يا اگر در نظر هم باشد سطح آگاهي و تحليل مردم به حدي نيست كه نظريات علمي و راهبردي را بتوانند ارايه كنند، لذا در اين گونه كشور ها بيشتر از نظريات فايقه سياست گذاران معدود بيشتر بهره گرفته مي شود و در سطح وسيعتر آن نظريات نخبگان جامعه و نهاد هاي مدني تأثير گذاري خود را مي تواند داشته باشد. در هر دو صورت جمع آوري نظريات و رسيدن به تصميم واحد و نظر همگون در كشور چون افغانستان بسيار آسان و تبعات اجتماعي ديگري هم ندارد. اما در كشور هاي پيشرفته و قدرت مند كه بيشتر سياست خارجي شان از پيچيدگي هاي داخلي متخذ است رسيدن به يك نظر فايقه براي شان از اهميت فوق العاده برخوردار است و براي رسيدن به ديدگاه واحد كه متضمن بودجه كلان ملي است صرف هزينه زياد مي كنند.

با تحولاتي كه در عرصه نظام هاي افغانستان در چند دهه اخير بوجود آمده است و مطالعات در سطح بين الملل از ساخته هاي مطالعات جزيره اي آنهم جزيره هاي جداگانه و ناهمگون و بي پيوند بوده و حتي مطالعات شخصي اعمال شده است به نظر مي رسد دولت مردان افغانستان در شرايط كنوني و گذار از مرحله بحران بايد توجه عميق به بنيادهاي فكري و غير جزيره اي بنمايد و اين پس از شناسايي علل و عوامل شكست ها و ناكامي هاي دولت مردان افغانستان است كه از بررسي آن مطالعات راهبردي مي تواند ديدگاه و سياست گذاريهاي خارجي و داخلي شكل و شمايل درست و منطقي بدهد.

در نگاه كلي گرا و راهبردي دولت فعلي افغانستان هيچ توان برای ساختن نظام اقتصادي ندارد كه در مقابل سياست هاي خارجي اعمال راي نمايد و از توان خود براي برجانشاندن يك قدرت ديگر بهره ببرد وخاصيت كشورهاي در حال گذار متقاضي اين امر است كه سياست بي طرفي در برخورد هاي روابط بين المللي داشته و استراتژي  اتحاد و ائتلاف را بيشتر در نظر داشته باشد.

استراتژي اتحاد و ائتلاف را معمولاً در سطح بين الملل كشورها اتحاذ مي كنند كه در صحنه داخلي و خارجي نمي توانند منافع  خود را تمويل كنند و براي تغيير وضع موجود منافع دراز مدت خود را در نظر مي گيرند و بيشتر اين حالت سازگاري را دارد تا سازگاركردن؛ يعني اين گونه كشور ها در پي آن نيست كه براي اهداف فرا ملي شان كشورهاي ديگر را معتقد به نظريات خود بكنند بلكه منافع ملي خود را در اين مي بينند كه چگونه از وضعيت بد فرجام  كنوني عبور نماید و چگونه پا به عرصه توسعه و شگوفايي و استعداد شهروندان خود مي نهند.

در اين صورت از كشورهاي ديگر مي خواهند كه جهت رعايت قانون حقوق بشري در كشور شان و  جهت استحكام دموكراسي در قلمرو شان همكاري نمايند كه در اين خواسته به حق و عدالت خواهانه هيچ گونه امتياز دهي به كشوري و تبعيض به كشور ديگري ذاتاً وجود ندارد هر كشوري كه بيشترين همكاري و مساعدت را نماید، همان كشور بيشترين محبوبيت در بين مردم كشور كمك شده كسب مي كند. مگر اينكه در اين گونه كمك ها اهداف فرق كنند اهداف كشور كمك كننده استعماري باشد و اهداف كشور كمك گيرنده رقابتي  در هر دو صورت جاي مظنه وجود دارد كه ديگر كشور ها نيز چنين اهدافي را در كمك هاي خود در نظر داشته باشد.

اما آنچه مربوط به كشورمان مي شود پيروي از سياست دوستي و ائتلاف با كشور هاي همسايه و جامعه جهاني است و استراتژي بهبود وضع زندگي مردم كشور و سامان دهي وضع سياست داخلي و در نهايت بالا بردن سطح منزلت ملي؛ چون هر نوع مطالعه رقابتي در سطح روابط بين الملل به معناي درافتادن با قدرت هاي منطقوي و به چالش انداختن سامان داخلي است و سرانجام نيكي نخواهد داشت. از طرف ديگر تا وضع داخلي كشور بهبود نيابد و شهروندان يك كشور احساس ملي انديشي از دولت مردان خود نداشته باشند و بحران داخلي وجود داشته باشد و جزاير مختلف در سطح زندگي مردم و در سطح مطالعات داخلي كشور وجود داشته باشد منزلت ملي بوجود نمي آيد. منزلت ملي بيرق ملي نيست كه آنرا بر افراشت و سمبول ملي شود و همه گان تحت آن بيرق كار و تلاش نمايند منزلت ملي فرايندي است كه برابري و مشاركت، عدالت و مساوات از بن هاي اوليه آن به شمار مي رود. و در چارچوب دولت و عملي آنرا معنا بخشد و در بعد خارجي مبناهاي را جستجو كند كه رقابت آميز با هيچ كشوري ديگر نباشد.

 

/////////////////////////////////////////

تحرکات در صحنه دیپلماتیک و راهبرد های اصولی

 

بی گمان یکی از راهبرد های اساسی در صحنه سیاست خارجی درهر کشوری داشتن استراتژی مدون وراهبردی است که اساسات سیاست کلی یک کشور در آن گنجانیده شده وراهکارهای اساسی را برای سیاست گزاران کشور نشانی می کند کشوری ما افغانستان بعد از کنفرانس " بن " خوشبختانه از معدود کشور های است که محدودیت خاصی در مورد ارتباطات با کشوری در جهان ندارد بلکه جامعه جهانی وکشورهای جهان بعد از جنگهای خانمان  سوز افغانستان به توافق هم رسیدند که در زمینه های دموکراسی وانکشافات در افغانستان همکاری همه جانبه نموده تا کشوراز بن بستها ومعضلات سیاسی ، اجتماعی رهایی یافته ونظام معطوف ومبتنی بر دموکراسی را بوجود آورند.

دولت جمهوری اسلامی افغانستان در سایه قانون اساسی وملزومات استراتژی دیپلماتیک خود روابط خارجی وتحرکات سیاسی خود را تنظیم نموده است که در این اواخر ریاست جمهوری اسلامی افغانستان نسبت به چند ماه قبل سفرهای خارجی بیشتری را انجام داده است که از جمله مهم ترین سفرهای آن را می توان در کشورهای  هندوستان وروسیه عنوان نمود که البته سفردرکشور روسیه در هفته گذشته از تازه ترین سفرهای ریاست جمهوری به شمار می آید تاکید رئیس جمهور در بخش سیاست های خارجی کشورمان مبتنی بر اصول کلی روابط واساسات انسانی آن دور میزند. 

 رئيس جمهور کشور در این سفربا دی ميتری مديدوف رئيس جمهور و ولاديمير پوتين صدراعظم فدراتيف روسيه در مورد گسترش روابط دوجانبه ميان دوکشورگفتگوی های راهبردی داشتند و همچنان در مورد همکاری های افغانستان و روسيه در عرصه های تجارتی و اقتصادی و مبازره مشترک دو کشور عليه مواد مخدر بحث وگفتگو نمودند رئيس جمهور در اين سفر در اکادمی ديپلوماسی وزارت امور خارجه روسيه با محصلین ملاقات نمودند و بيانه  ای را ايراد کردند.

درجريان اين سفر ميان مقامات دوکشور يک تعداد توافقنامه های تجارتی به امضا  رسيد و همچنين رئيس جمهور کشور با رئيس و اعضای اتاقهای تجارت و صنايع روسيه، تاجران فعال روسيه که در بازار های افغانستان تجارت دارند و نيز نمايندگان مرکز تجارتی افغانستان در مسکو ديدار و گفتگو نمود. که مجموعه ای از این گفتگوها و ملاقات ها در آینده نزدیک نتایج مثبت وراهیافت موثر در پی خواهد داشت چون هر اندازه که دولت اسلامی افغانستان از محصوریت ومحدودیت های دیپلماتیک دوری گزیده ویک دیپلماسی فعال جهانی را راه اندازی نماید به همان پیمانه مطالعات سیاسی وروابط سیاسی گسترش یافته وراهیافت های عینی در جهت توسعه وپیشرفت کشور فراهم میشود.

نکته ای را که در عرصه نظام سیاست گزاری های خارجی باید یاد آوری نمود این است که دیدگاه عاطفی چه  خصمانه و غیر منعطف وچه دوستانه ومنعطف در رابطه میان کشورهای جهان معنی ندارد واز طرف دیگر چون سیاست گزاری خارجی بعد مهم از ارتباطات کشوری را با جهان نشان میدهد نباید هر کدام رسک پذیر وخرج بر انگیز باشد به این معنا سیاست که منزلت ملی کشور خود را در نظر نگیرد وهمیشه از روی احساسات اتخاذ شود مشکلات عمده را در راه سیاست گزاری خارجی وارتباطات بوجود می آورد که ترمیم آن کار آسان وساده نیست بلکه در عرصه نظام بین الملل وروابط خارجی هر کشوری کوشش می نماید که روابط نیک وهمه جانبه را با کشور های دیگر اتحاذ نماید واز مزایای آن رابطه ها مستفید شود کشور ما افغانستان باید در بعد سیاست های خارجی خود بدون مطالعه تاریخی وگذشته این دیپلماسی فعال را در نظر بگیرد وتا دیر نشده بهره خود را ببرد اما در این زمینه متاسفانه خیلی دیر وقت ما متوجه می شویم که با کشوری دوستی کنیم وبا کشور دیگری رابطه نداشته باشیم مثلاً اگر دولت مردان ما چند سال پیش این رابطه را با کشور های روسیه وچین وقفقاز وآسیایی میانه میداشتند هم اکنون مشکلاتی از نوع روابط مرزی وترانزیتی با کشورهای همسایه ما کمتر می داشتیم.

این نکته اهمیت خود را به جهتی دارد که تعداد از هموطنان ما تا هنوز جولانگه اذهان شان مبتنی به این نکته است که روسیه وقت با وارد کردن ارتش خود به افغانستان معادلات زندگی را در افغانستان بهم زدند وخونین ترین صحنه ها وفجایع را در کشور ببار آوردند اما باید توجه داشت این چیزی است که اتفاق افتاده است ونه باید میشد ولی امروزه معادلات سیاسی وروابط در دنیا بکلی عوض شده است وتقاضای مردم جهان نیز متفاوت از گذشته است و بلکه بیش از گذشته تفاوتهای در سطح مطالعات وزندگی مردم بوجود می آید که این گونه تغییرات در زندگی مردم راهبرد های جدید در مقتضی به شرایط جدید را می خواهد که شرایط جدید افغانستان همگرایی های منطقوی وجهانی است نه رقابت های که ره به سراب دارد. لذا از شرایط جدید که میان دوکشور افغانستان وروسیه بوجود آمده است از طرف مردم افغانستان استقبال میشود وامیدواری های وجود دارد که از این گونه ارتباطات راهیافت جدیدی برای کشور ما گشوده گردد.      

 

///////////////////////////////////////////////////

نگاهی به سیاست ایران در قبال مردم افغانستان

 

کشور ایران در این اواخرکه بیش از هزار وششصد محموله از تانکرهای تیل را در داخل قلمرو خود متوقف نمود ومانع آن شد که  این تانکر های تیل وارد خاک افغانستان گردد این عمل ایران با واکنش های گوناگون مردم ودولت افغانستان مواجه شد در مرحله نخست دولت افغانستان از راه های دیپلماتیک می خواست بدون سر وصدا قضیه را حل نماید معاون اول ریاست جمهوری آقای قسیم فهیم که شخصاً روابط نیک با ایران دارد ودر سالهای جهاد نیز با ایران میانه دوستانه وخوب داشته است سفری به ایران نمود وموضوع محموله های تیل را با مقامات ایرانی در میان گذاشت طرف جمهوری اسلامی ایران به ارتباط اجازه عبور تانکرهای تیل از مرز شان بسوی داخل کشورمان ظاهراً با آقای فهیم معاون رئیس جمهور اسلامی افغانستان قول مساعد دادند ولی در عمل فقط تعداد انکشت شماری از تانکر های مذکور را رها نمودند مسئله توقف تانکر های تیل باعث گرانی وقیمتی تیل در سراسر افغانستان شد  مردم از سیاست دوگانه ایران درین مورد با توجه به این که قول مساعد داده بودند ولی عکس آنرا در عمل ثابت کردند خشم گین ومنزجر شده در شهر های مختلف راهپیمایها وتظاهرات های را راه اندازه نمودند وخواهان اجازه عبور این تانکر های تیل از جانب ایران شدند مظاهره کننده گان در مزار شریف وکابل وهرات می گفتند که توقف تانکرهای تیل ضربه مستقیم اقتصادی به مردم افغانستان است وبیشتر قشرهای پایین جامعه از این موضوع آسیب دیده وبالای تمام کالای بازار تاثیر منفی دارد البته این تظاهرات واقدامات دولت اسلامی افغانستان تا اکنون کدام نتایج را دربرنداشته است.

هدف ایران در این مورد را کار شناسان مسایل سیاسی چنین تعبیر نمودند که گویا جمهوری اسلامی ایران با این حرکت می خواهد ثابت نماید ووا نمود کند که در منطقه صاحب صلاحیت های است ومی تواند مشکلی را برای ناتو وکشور های که برای کمک به افغانستان در این کشور آمده اند ایجاد کند ومانند پاکستان در سیاست افغانستان می توانند تاثیر گزاری خاص خود را داشته باشد اما جمهوری اسلامی ایران که گمان می کنند با این کار خود ناتو ونیروهای امریکای را در افغانستان متضرر نموده وبالای آنان فشار وارد نماید شاید برای نیروهای امریکای وناتو اقدامات این چنانی تاثیر نداشته باشد چون نیروی آمریکای وقتی هزینه های جنگی ووسایل تخنیکی مورد ضرورت خود را می توانند از راه ای دیگری واز کشورهای دیگری تهیه نماید موضوع تیل ونفت مورد ضرورت خود را هم می توانند تهیه نماید اگر هدف آنان استقرار بیشتری در افغانستان باشد برای آنان هزینه های این چنانی چندان چیزی بشمار نمی آید.

اما این روی کرد سیاسی ایران نسبت به کشور ما که در طول 9 سال حاکمیت آقای کرزی سابقه نداشته است تعجب برانگیز وغیر معمول بنظر میرسد با وجود که دولت آقای کرزی رابطه نیک دیپلماتیک با جمهوری اسلامی ایران داشت وحتی  این رابطه باعث گردید که رئیس دفتر کرزی متهم به رابطه نزدیک با ایران گردد، با توجه به این پشینه نیک عمل ایران را در این رویکرد می توان از چند نظرتوجیه کرد. اول: ایران فعلاً در انزوای سیاسی بین المللی قرار دارد و با توجه به اینکه راهبردهای آقای محمود احمدی نژاد در مورد سلاح های هسته ای آنطوریکه انتظار آن  میرفت بجای نرسید لذا اینگونه موضوعات را می خواهد بگونه ای دیگری پوشش دهد  وافکار عمومی مردم ایران را به این گونه مسایل سوق دهد تا توجیهی برای نا کامی های شان گردد.

دوم : ایران تحت تاثیر سیاست های الگوی قرار گرفته است وکشور خود را با کشورهمسایه پاکستان مقایسه نموده می خواهد مانند پاکستان در مسایل داخلی وخارجی افغانستان موثر جلوه دهد وباز گو نمودن اینکه ایران در قبال مسایل بین المللی افغانستان نمی تواند بی تفاوت باشد وسیاست مشخص دارد. این عمل کرد شبیه آن چیزی است که چند ما قبل توسط گروه های تروریستی در پاکستان اتفاق افتاد وبرچندین محموله مواد نفتی حملاتی صورت گرفت و چندین موتر مواد نفتی را تروریستان وطالبان در پاکستان به آتش کشیدند ایران می خواهد به گونه دیگری این عمل را در کشور خود داشته باشد ولی بزبان ملایم دیپلماسی، ایران کوشش دارد از هر راهی شده نیروهای ناتو و خارجی در افغانستان آرام نباشند ودر مذیقه وتنگناهای مختلف قرار بگیرند.

   سوم : بر علاوه موضوعات بالا می توان موضوع قرار داد پایپ لاین گاز را نیز یاد آوری نمود پایپ لاین گاز از جانب ترکمنستان از طریق افغانستان، پاکستان به هندوستان منتهی می گردد وایران درتلاش آن بود که این خط لوله گاز از طریق ایران به هندوستان برود ولی این تلاش های ایران به سرانجام نرسید جمهوری اسلامی ایران برای اینکه این موضوع را در اذهان مردم شان توجیه نمایند دست به اقدام زده که اولین اقدام آن محموله های تیل که از قلمرو ایران در نظر بود وارد افغانستان گردد مانع شد واین بیشتر یک سیاست واکنشی است تا راه بردی.

از جانب دیگر ایران با رقیب ودشمن دیرینه شان امریکا یک رویه ای سنتی را دارد دنبال می کند وآن اینکه هرآنچه که از جانب امریکا است ایران در مقابل آن موضوع گرفته وواکنش از خود نشان میدهد یکی از واکنش های جدی ایران را میتوان در همین موضوع دانست بر خلاف این  که خیلی  اوقات امریکا ایران را متهم به کمک به مخالفین دولت افغانستان وتجهیز طالبان می کند ولی ایران با اصل پارادام حضور امریکایها در منطقه مخالف است وکوشش دارد که از هر طریق شده امریکایها را مواجه به شکست نماید. موارد یاد شده کوشش است که از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران فعلاً در منطقه اعمال میشود بدون آنکه فردای این موضوع در نظر گرفته شود که برای دو ملت افغانستان وایران این گونه مطالعات چه شکننده گی های را بدنبال دارد امید آن میرود که دولت مردان ایران از این گونه مطالعات که بنفع هیچ کشوری در منطقه نیست دست بردار شده وطرح های نوین برای زدودن این گونه مطالعات در پیش روی داشته باشد چه که فقر مردم افغانستان ونا آرامی در افغانستان سری درازی خواهد داشت که از جمله سهم ایرانیها در این گونه چالش ها بیشتر خواهد بود لذا در همسایگی نیک اصل برآن است که ملت های کشور ها مورد نظر قرار بگیرد ملت های که اگر هیچ کسی با آنان نباشد خداوند با آنان است.