تعلیم وتربیه بنیاد جوامع انسانی بحساب می آید اقتصاد ، سیاست، اجتماع سالم همه وهمه در سایه تعلیم وتربیه رشد ونمو می کند وبارور می گردد کشور های جهان به اندازه ای قابل توجه سالانه در رشد تعلیم وتربیه شان هزینه می کند در کشور ما افغانستان نیز بعد از ناملایمات شدید سیاسی ونظامی وجنگ های مخرب از دوران تجاوز قشون سرخ شوروی سابق گرفته تا دوران های پرهرج ومرج مجاهدین وطالبان رشد کمی وکیفی تعلیم وتربیه تا حدودی نسبی رضایت عمومی را در جامعه داشته است گرچند که کوشش ها در مورد تعلیم وتربیه کشور ابتدای بوده تا حد نیاز های اولیه گام برداشته میشود اما با تناسب سالهای بحران رشد آن قابل انکار نیست.

بعلت که دولت مرکزی ومقامات عالی معارف کشور بوعده های چندین ساله شان جامه عمل پوشانده نتوانیست ودچار خبط واشتباهات زیاد گردید درین اواخیر ما شاهد اعتصاب ها وتظاهرات خاموش معلمین وشاگردان مکاتب تعداد از ولایت ها ومرکز کشور هستیم که این در ذات خود یک فاجعه ملی نسبت به معارف کشور بحساب می آید چون از طرفی روند تعلیم وتربیه را در دوره اعتصاب ها مختل می سازد وفرزندان مردم که بیصبرانه انتظار اساتید شان را در مکاتب می کشند باادامه این روند آنها کمکم مایوس شده واز درس وصنف درسی وماحول تعلیم تربیه دور شده ودلسردی ودر نتیجه فاصله ای عمیق با درس پیدا می کنند واز سوی دیگراساتید نیز با بیکاری ودور از فضای درسی عادت کرده ودنبال شغل های آزاد می گردند   ومهم تر ازهمه بحران بی اعتمادی بین معلم ومتعلم وبین مراتب تعلمی واداری معارف کشور بوجود می آید که در نتیجه این بحران بین دولت وملت راه می یابد  ومردم که توقعات زیادی نسبت بدولت شان دارد از دولتشان دلسرد شده ودولت درین صورت کمتر حمایت های مردمی را باخود میداشته باشد که واضح است برایند آن برای دولت مثل افغانستان صدمات جبران ناپزی را بدنبال دارد چون معارف بصورت عموم در تمام خانواده ها راه دارد  کمتر خانواده است دریک کشور که فرزند واولاد شان یا از متعلقین نزدیکشان روزانه با مکتب ومعلم ودرس تعلیم سروکار نداشته باشد که تقریباً به فرد وفرد ملت ارتباط می گیرد اکنون تمام مردم افغانستان در مورد سرنوشت وآینده فرزندان شان سوالاتی دارند وهمیشه مترصد خبر های خوشی از جانب مقامات اند که برای حل قضیه مذکور چه اقدامات معقولی را در نظر دارند.

اخلاصی بامیان