كشوري بر باد رفته

در كشور ما افغانستان، در اين روز ها قضاياي عجيب وغريبي اتفاق مي افتد قضاياي پيچيده وملحوفي كه همه را به حيرت وا داشته وهمه گيج شده اند منظور اين كه در اين گرودار سردرگمي ها وگيج بازي ها، دولت ومردم نمي دانند كه افغانستان به كدام سمت وسو در حركت است چه گزاره ها وگزينه هاي  براي رهايي و نجات از وضعيت وبحران بوجود آمده وجود دارد ؟ وكي مي تواند اين بحران را به حالت عادي برگرداند وراه هاي درست رابراي ملت ومردم نشاني كند ؟  افغانستان در همچون شرايطي بحراني نيازمند يك مديريت قوي ونيرومند است حال كمي توضيح راجع به بحران.

1-     " كشته شدن برادر رئيس جمهور اسلامي افغانستان احمد ولي كرزي كه حتا تعدادي موضوع كشته شدن كرزي را خواست به سطح خانوادگي تقليل دهد كه اين بنظر بنده يك دروغ محض بود ساده ترين دليل بر اين مدعا همانا انتحاري روز فاتحه آن مرحوم است .

2-     "2- بازگشت مع الخير نيروهاي خارجي از افغانستان كه خود نيز موضوع گنج وپيچيده است كه ساده انگاري آن بر گشت به سالهاي 71-80  كشور است.

3-       جنگ پارلمان وحكومت كه خود نيز موضوع جدي است وهر كدام گرچند در مورد اذهان همديگر شان راهبرد هاي را در نظر گرفته اند ولي به اين سادگي هم نيست با توجه به دشمنان زياد افغانستان بايد در مورد فكر اساسي نمود.

4-      گفتگوي هاي صلح كه از هر جانب به صورت مشكوك شروع شده ودولت افغانستان  موضع كاملاً انفعالي در مورد گرفته است كه حتا دليل قانع كننده بر رد گفته هاي خانم هما سلطاني مبني بر اينكه ملا عمر تا نزديكي هاي كابل براي گفتگو با كرزي آمده است نيز دولت نداشت واقعاً اين موضع نشانه چه مي تواند باشد؟.

5-      سقوط يكي پشت سر هم بانك هاي با اعتبار خصوصي ودولتي كشور كه قبلاً صحبت تنها از كابل بانك بود حالا خبر عزيزي بانك جدي شده است وخبر هاي نيز از پشتني بانك هم شنيده ميشود اين مورد به اقتصاد كلان افغانستان ضربه جدي وارد خواهد كرد كه بدون همكاري كشور هاي بزرگ دوست مانند ايلات متحده امريكا جبران نخواهد كسي توانست.

6-      گراني مواد خوراكه وپيش روي بودن ماه مبارك رمضان كه هر سال تبعات خود را بالاي مواد دارد و نيز گراني وقيمتي  تيل وگاز در افغانستان كه نياز مند مديريت جدي است.

7-     حملات راكتي پشت سري هم پاكستان در مناطق مشرقي  چون ولايتيهاي كنر ، ننگرهار،خوست وپكتيا ونياز مند بحث جدي است با پاكستان يا جامعه جهاني ونيروهاي حافظ صلح در منطقه ( گرچند :ه آنها در مورد اختلافات مرزي ويا بين الكشوري مداخله نخواهد كرد ولي قابل باز بيني آنها هست.

8-      گب هاي كه در مورد تنش هاي قواي سه گانه غير از آنچيزيكه در رسانه ها نشر يافته است. كه اينهم همانطوري ياد آوري شد بايد مورد مداقه قرار گيرد.

9-      بيرون نمودن مهاجرين افغان از ايران كه بايد دولت افغانستان در مورد ديپماسي فعال در مورد كشور هاي همسايه اتخاذ كند وبحران را حل وفصل كند وحد اقل مديريت كند.

10-- انفجار هاي پي هم در گوشه وكنار افغانستان كه يك چيزي عادي ودايمي شد ه است ولي روي راه حل آن توجه عميق نشده است.

11-بحران بين حكومت افغانستان و امريكا ومشكلات كه بين افغانستان وپاكستان بتازگي رخ است همگي از موضعات جدي كشور است كه هر كدام آن بتنهاي مي تواند يك كشور را بزانو در آورده ومشكلات غير قابل جبران را ببار آورد كه امكان تجزيه يك كشور ومحو از نقشه سياسي جهان را بدنبال دارد. اما مقصر اصلي كيست ؟ مي توان چشم بسته دولت را محكوم كرد ؟ از توان دولت چه كار هاي بوده كه نكرده است و يا اگر انجام داده دقيق وسنجيده شده نبوده وآن خود بحران آفرين شده است بهر حال من نظرم اين است كه نمي شود دولت ويا حكومت افغانستان را محكوم كرد بلكه هر دولتي كه بجاي رسيده اند از مردمان خود رشد يافته اند وشهروندان در جهت بهبود اوضاع حكومت شانرا ياري رسانده اند تمامي كشور هايكه توسعه ورشد يافته اند وبجاي رسيده اند از توجه وهمكاري هاي مردمي وشهروندان خود رشد كرده اند.

 دولت از مامور كه استخدام مي كند وجداناً به مامور نمي گويد كه برو تو فساد كن بلكه اين ذهن خصيص وبد كيش وسود جويانه مامور است كه در اداره كار مفيد انجام نمي دهد ورشوت مي گيرد وهزاران بدي وبد بختي ديگري را مي كنند و در نتيجه به پاي دولت وحكومت ختم مي شود ايا دولت تواناي آنرا دارد كه در كنار هر ماموري، ماموري را موظف كند كه از خطاهاي مامور استخدام شده جلو گيري كند يا وجدان خود مامور بايد بيدار باشد وكاري كه بنفع كشور وبراي ترقي كشور است را بايد انجام دهد از تمامي دوستان كه انديشه ور اند ودلي براي اين سرزمين داده اند واميد براي رشد وترقي اين سرزمين بسته اند تقاضا دارم كه براي مشوره به دولت افغانستان كمر همت بسته وبراي كمك به مردم مملكت خويش دست به اقدام بزنند.