اسامه بن لادن را چه واقعیت بپنداریم و چه غیر واقعی و کاملاْ یک موضوع ساخته پرداخته استعمار واستثمار در هر حالت کسی بود وتا روز یکشنبه(۱۱/۲/۱۳۹۰) هفته گذشته در دنیای سیاست پر کننده اخبار وستور روز نامه ها و تیتر های کلان خبر های تحلیلی تلویزون ها وسایت های روز  جهانی بود .

اگر اسامه ابن لادن افسانه هم بود امروزه افسانه های بنام وی دیگر ساخته نمی شود ورویکرد های جدیدی بعد از او متوجه کشور های استعمار و استثمار زده میشود  وقضایا بگونه دیگری در سیاست های جهانی امریکا وغرب به نمایش گذاشته خواهد شد . در این میان آنچه سوال بر انگیز است اینکه دولت اسلامی افغانستان به رهبری حامد کزی به کجا ها روان است وچه سیاست های را دنبال می کنند تا هنوز قالب های درست برای کرزی صلح با طالبان است کاری که باید در جلسه اول بن میشد ومردم افغانستان نیز پزیرش آنرا داشت وتا هنوز تبلیغات بر علیه طالبان به عنوان مخریب ترین گروه سیاسی در افغانستان نشده بود .

اما ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است بنظرم افغانستان غیر از صلح چه می تواند بکند گرچند امروزه از طرف مخالفین مانند امرالله صالح وداکتر عبدالله سخنان دلگرم کننده شنیده میشود ولی از کجا معلوم که این راه نیز به سراب نباشد چون کشوری که در آن زندگی می کنیم مشکل اساسی آن این است که سیاست های آن بر اساس احساسات وعواطف شخصیت ها ونخبه گان سیاسی پیریزی میشود هر کسی که خود را در قدرت نیافت دم از سیاست های به پایه های وسیع مردمی میزنند واصلاحات در نظر می گیرند اما وقتی صاحب قدرت ومنصب باشند اولین کسانی که پارک وقوم وخویش خود را در نظر دارند همان تئوری بافان اصلاحات هستند .

بیایم بجای اینهمه فرافگنی ها وسوسه های سیاسی در ساختن یک استراتژی ملی سهم بگیریم که اول ترین برایند آن محو فساد و رشوت واختلاس از مملکت باشد ودر ثانی در دنیای سیاست مهم ترین بیس موقعیت شناسی سیاسی است اکنون که ابن لادن از این دنیا خدا حافظی کرده وامریکا بهر دلیلی که از همکار دایمی خود پاکستان ناحت است وفعلاْ بر آنان خشم کرده است استفاده کرده وپیشنهاد های مشخص ومعیین به امریکا داشته باشیم وکشور خود از این وضعیت فلاکت بار نجات دهیم وراه های برای آینده گان خود بگشاییم.