پاکستان استخبارات وسیاست های تابوی در قبال افغانستان
سیاست های تابوی پاکستان در قبال افغانستان
Ekhlasi.blogfa.com
پاکستان در قضیه افغانستان دوگانه برخورد میکند
فرهنگ کشور پاکستان در مورد همسایه شان کشورما افغانستان همیشه از انگیزه برتری جوی وسیاست مسلط نشائت میگیرد وفرهنگ مسلط معمولاً ارزشها وعقلانیت رادر محور سیاست، بر نمیتابد ذهن های سنگ شده در راهی روان است که منافع وبیان تسلط را در خود بپروراند. درین فرهنگ، کشوردیگری وهمسایه ای برسمیت شناخته نمی شود فقط منافع اشخاصی مطرح میشود که در راس دولت قرار دارد حتا درآن صورت منافع مردم آن کشور هم در نظر گرفته نمی شود.
لذا در فرهنگ رفتاری کشور پاکستان در زمینه افغانستان همیشه منطقی راه دارد که در نابودی کشور دوم ومحکوم شده ای مثل افغانستان بیانجامد از همین رو هر نوع سیاست فریب وخدغه ونیرنگ مباح دانسته شده واعمال میشود طالبان یکی از دست ساخته های مشهور وعلنی پاکستان بود(واین موضوع را خانم بینظیربوتو وزیر اعظم اسبق پاکستان در انتهای تسلیم قدرت به نواز شریف در تابستان 1376 ده سال پیش اذعان نمود وی وقتی در پارلمان کشور پاکستان در مقابل نواز شریف باخت در صحبتی چند دقیقه خود اظهار داشت که اگرمن درطول چند سال رهبری پاکستان هیچ کاری نکرده باشم یک کار شایسته را انجام دادم که آن عبارت از افغانسان است شما در افغانستان حکومتی را که مخالف دولت پاکستان باشد وپاکستان ترسی وهراسی از آن داشته باشد مشاهده نمی کنید وخطاب به نواز شریف گفت: " من از میا صاحب هم میخواهم که این روند را ادامه بدهد که به آسانی نصیب پاکستان نشده است" ) این گفته پرده از واقعیتی برمیداشت که طالبان ساخته وپرداخته چه کسانی بود در همان موقع نیزدر عین حال که آن زمان بصورت دست جمعی مردم افغانستان توسط طالبان گسیل شده پاکستانی راهی کورستان میشدند وزمین های سوخته وخانه های به آتش کشیده شده نشان فریاد شان بلند بود وعالم وآدم دست داشتن پاکستان را در تولید، تجهیز وتسلیح طالبان تایید میکرد ولی پاکستان ازین موضوع انکار میکرد.
وامروز نیز دست های پاکستان بوضوع در بحرانی کردن منطقه وافغانستان از ناحیه تروریزم دیده میشود گرچند توجیه های غیر معقول هم برای بعضی سیاست مداران بوجود آمده است که گویا اگر پاکستان در تجهیز طالبان دست میداشت اکنون دامن خود آن کشور را نمی گرفت وپاکستان می توانیست آنرا مهار کند این بحران ساخت ترکیبات قومی ومذهبی در پاکستان است که پاکستان را اکنون درچالش بزرگی قرار داده است بنظر نویسنده نه ! این هم بازیهای پاکستان برای جلب توجه جامعه جهانی است وپاکستان بارها ازین نوع حرکت های خود ساخته استفاده کرده وبه آسانی افکار عمومی را بجهت دیگری سوق داده است اگر برای جامعه جهانی صد فی صد % به اثبات برسد که پاکستان در تسلیح وتجهیز تروریزم دست دارد پاکستان اسیب شدیدی می بیند وتاوان بزرگی برای دولت ضعیف چون پاکستان است که قابل هضم نیست حال گرچند که خود درین آتش میسوزد و از بودن گروه ترور ووحشت در امان نیست هرروز قربانی میدهد ولی چه که میسوزد ومی سازد، انکار واستبعاد آنان ازقضیه ادامه دارد. وهمیشه در برخورد های رسمی دولت پاکستان دیده شده است که خود را حامی تروریزم نه بلکه ضد آن معرفی کند وبگوید ما برای محو تروریزم تلاش میکنیم وبرای جامعه جهانی نیز گاهی این ادعا مقبول می افتد. درفرهنگ دولت پاکستان نابودی کشور ما به مثابه یک حقیقت به رسميت شناخته شده وجزِِءي از پيكر كلي دولت مردان وصاحب منصبان نظامی واستخباراتی آن کشور گردیده است،درک جنرالان پاکستانی از دیگران نابودی دیگران است. بدين دليل است كه سرنوشت مردم افغانستان،سرنوشت شوم درتاريخ سياسي اين كشور نوشته میشود، دولتي كه در درون اين فرهنگ به وجود مي آيد، اگر بتوانيم نامش را دولت بگذاريم، همه چيزش دروغين است وهرچه دارد فريب مردم وديگران است وبس.
واقعیتی که در فلم مستند که از تلویزیون جهانی (cnn) راجع به دست داشتن دولت مردان واققتدار گرایان پاکستانی پخش شد دیده شده است که چه اندازه پاکستان سیاست یک بام ودوهوا را بازی میکند از طرفی برای جامعه جهانی کوشش دارد اعمال خود را توجیه کند واز سوی دیگر نیروهای تروریستی را آنها تجهیز وراهی کشور افغانستان می کند واقعیت که قابل انکار نیست و مردم ما باچشم ودیده خدادادی خود میبینند که پاکستان چگونه تقلا دارد تا تروریست را در افغانستان کسیل دارد واز جانبی هم خود را در نزد جامعه جهانی تبریه کند.اکنون که هزاران انتحار کننده درنده خو وارد افغانستان می شوند از طفل 14 ساله گرفته تا مردان مسین 70 ساله پاکستانی این اگر پشتوانه وحمایت دولتی نداشته باشد امکان ندارد وآیاکسی باور میکند که ارتش منظم پاکستانی نتواند جلو تربیت شده گان جنرالان پاکستانی را برای انتحار در سرمرز های دوکشور بگیرد ونگزارد وارد خاک افغانستان شود؟
آنچه به کشور افغانستان مربوط میشود این است که دولت مردان کشور ما باید حالت گزار کشور مانرا درک کنند که هر نوع سیاست گزاری های مقطعی وبدور از عمق ومعقولیت سیاسی امکان دارد مناسبات پاکستان وافغانستان را دچار چالش های عمیق وغیر قابل جبران برای هر دو کشور نماید جرگه امن منطقوی فرست مناسب برای حل معضل تروریست می تواند باشد وحد اقل اگر این جرگه بتواند رهیافت های را برای این مشکل بجستجو بگیرد هم بنفع هر دو کشور است. وبرای دولت ما ضروری تر مینماید تا از مداخلات غیر معقول پاکستانی ها جلو گیری بعمل آید وهم مناسبات سیاسی بهتر شود گرچند آنطوریکه از نشانه های پیدا است طرف پاکستانی خود را دربرگزاری جرگه امن منطقوی برنده احساس نمی کند لذا با ایجاد سناریو های ساخته گی از قبیل لال مسجد وغیره برگزاری این جرگه را بتعویق انداخته تا راه های دیگری را درین خلا بجستجو بگیرد اما دولت مردان افغانستان درین مورد با پتانسیل بالای دیپماسی فعال می تواند درین روز ها برگ بنده را از آن خود کند ولی اگر دیر بجنبد یقیناً روبه های مکار پاکستانی امکان دارد چالش های نوین را در سرراه صلح وثبات در کشور ایجاد کند درهفته پیش آقای گلبدین حکمتیار که از مخالفین سرسخت دولت افغانستان است واز حضور نیروهای ملل متحد در افغانستان نفرت دارد بااعلان یک موضیع صدوهشتاد درجه چرخیش مخالفت خود را به ادامه جنگ عنوان داشت ولی آی اس آی پاکستان توانیست که سخن گوی ویرا برضد این موضیع تحریک کند گرچند پشت پرده حکمتیار با پاکتسان هرچه دارد برای کسی روشن نیست اما واقعیت امر این است که حکمتیار یک افغان است ودولت افغانستان با آغوش باز اعلان داشته است که فرزندان خود را در صورتی که مخل امنیت نباشد در هر کجای دنیا باشد با هر عنوان مخالف وموافقی باشند قبول کنند واین بستگی به مخالفین دارد که منافع کشور خود را برمنافع شخصی خود میسنجند یا برعکس.
اما از نظر نویسنده دولت افغانستان باید رهیافت های زیر را از نظر دور ندارد -1 دیپماسی چند جانبه وفعال در مورد راه های صلح منطقه وقناعت پاکستان ایجاد کند. -2 استراتژی ملی در قالب یک طرح بلند مدت ملی با کمک نیروهای امنیتی کشور بمطالعه بپردازد وهر سیاست را بصورت علمی وسنجیده ارزیابی وتبیین کند . -3 مطبوعات فعال ویکسو ایجاد کند بدین معنا که در کشور ما روز مرره هرچه میگزرد فردا درروز نامه ها وسایت های پاکستانی اگر ضد دولتافغانستان باشد بنقل قول نشر وچاب میشود ولی اگر برعکس باشد حتماً بیک طریقی دیگری جواب آن نوشته میشود ولی متاسفانه مطبوعات نیمه راه وجوان افغانستان ازین ویژه گی برخوردار نمی باشد یا انتقاد محض از دولت است ونقطه های ضعف دولت را برجسته میکند یا اینکه به تعریف ها وتوصیف ها بشتر میپردازد که هردو شکننده است. پس دولت باید مطبوعات را تقویه کند تا مطبوعات بتواند مسایل را دنبال وتحت پوشش قرار دهد ودر آگاهای مردم وجهان سهم بزرگی را ایفا کند.
محمد عارف اخلاصی بامیان
این ویلاگ حاکی از نظریات شخصی من می باشد که در رابطه به موضوعات گونانگون خصوصاَ در رابطه به اوضاع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی واجتماعی کشور قلم زده میشود .